ويژگيهاي‌ جغرافياي‌ سياسي‌ شهرستان‌ اهر

 

ويژگيهاي‌ تاريخي‌، سياسي‌، اداري‌ شهرستان‌ اهر

در اين‌ قسمت‌ ابتدا ويژگيهاي‌ تاريخي‌ و باستاني‌ شهرستان‌ و منطقه‌ اهر با قدمت‌ هزاران‌ سال‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد و در بخش‌بعد موقعيت‌ سياسي‌ و اداري‌ شهرستان‌ اهر به‌ صورت‌ مشروح‌ و با اطلاعات‌ به‌ روز بيان‌ مي‌شود.[1]

 

ويژگيهاي‌ جغرافياي‌ تاريخي‌

ارسباران‌ و مركز آن‌ اهر، دژ قوم‌ ماد بوده‌ است‌. اهر از شهرهاي‌ قديمي‌ آذربايجان‌ است‌. اين‌ شهر قبل‌ از اسلام‌ «اوزانلار» نام‌ داشته‌ واين‌ منطقه‌ به‌ نام‌ «مٍيمد» مشهور بوده‌ است‌. بعد از ظهور دين‌ مقدس‌ اسلام‌ به‌ نام‌ اهر يا اهريچ‌ خوانده‌ شده‌ كه‌ حاكم‌نشين‌ قره‌داغ‌ بوده‌است‌. به‌ اهر در زبان‌ عربي‌ «اُهر» گفته‌ مي‌شود كه‌ به‌ معناي‌ درخت‌ زبان‌ گنجشك‌ يا «وَن‌» بوده‌ است‌. اين‌ درخت‌ در منطقه‌ اهر بسيارفراوان‌ بوده‌ است‌.

در سال‌ 23 هجري‌ قمري‌، در زمان‌ خليفه‌ دوم‌، قواي‌ اسلام‌ به‌ فرماندهي‌ بكربن‌عبداللّه‌ به‌ اين‌ شهرستان‌ دست‌ يافتند. پس‌ از حكومت‌ سلاجقه‌ و خوارزمشاهيان‌ در زمان‌ اتابكان‌، شهرستان‌ اهر مركز حكومت‌ اولاد جهان‌ پهلوان‌ اتابك‌ آذربايجان‌ بوده‌ وتعدادي‌ از آنان‌ به‌ نام‌ ملوك‌ اهر در ارسباران‌ حكومت‌ كرده‌اند.

در زمان‌ خلافت‌ عباسيان‌ از سال‌ 200 تا 222 هجري‌ قمري‌، اهر به‌ مدت‌ 20 سال‌ ميدان‌ خونين‌ترين‌ نبردهاي‌ بابك‌ خرم‌ دين‌ وطرفداران‌ وي‌ با سپاهيان‌ اعراب‌ (معتصم‌ عباسي‌) بود. او بزرگترين‌ سرداران‌ سفاك‌ عرب‌ را همراه‌ با 250 هزار سپاهي‌ نابود كرد. در سال‌ 1240 هجري‌ قمري‌ سپاه‌ ژنرال‌ مدد اوف‌ روسي‌ از غفلت‌ حاكم‌ ارسباران‌ استفاده‌ كرده‌ از ارس‌ عبور و اهر را اشغال‌ مي‌كندولي‌ بعد از مدتي‌ عقب‌نشيني‌ كرده‌ به‌ قفقاز برمي‌گردد.

در جنگ‌ اوّل‌ جهاني‌ (1918-1914 م‌) به‌ طور مكرر قشون‌ روس‌ و عثماني‌ به‌ منطقه‌ اهر آمده‌ و شهر اهر را تصرف‌ كردند. در اوايل‌جنگ‌، پيروزي‌ با متفقين‌ بود و روسها تمام‌ مناطق‌ شمالي‌ آذربايجان‌ را تحت‌ تصرف‌ خود داشتند. ولي‌ با سقوط‌ دولت‌ روسيه‌ تزاري‌سربازان‌ روسيه‌ به‌ طور پراكنده‌ و نامنظم‌ به‌ كشور خود مراجعت‌ كردند.

در دورة‌ قاجاريه‌ و جنگهاي‌ ايران‌ و روس‌ مركز فرماندهي‌ عباس‌ميرزاي‌ نايب‌السلطنه‌ در منطقه‌ اهر و شهر اهر قرار داشت‌. در سال‌1228 هجري‌ قمري‌، در زمان‌ وقوع‌ جنگهاي‌ اصلاندوز، سرجان‌ ماكدونالد سفير انگلستان‌ در ايران‌ به‌ اتفاق‌ ميرزاابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌فراهاني‌ در اهر، به‌ حضور فتحعليشاه‌ قاجار رسيد. در بيماري‌ وباي‌ وحشتناك‌ تبريز به‌ سال‌ 1228 قمري‌ كه‌ عده‌ بي‌شماري‌ تلف‌شدند، محمدشاه‌ مدتي‌ در اهر اقامت‌ داشته‌ و به‌ امور آذربايجان‌ رسيدگي‌ مي‌كرد.

در شهريور 1320 به‌ هنگام‌ حمله‌ ناجوانمردانه‌ متفقين‌ به‌ ايران‌، شهر اهر مانند تمام‌ شهرهاي‌ شمالي‌ آذربايجان‌ مورد هجوم‌هواپيماهاي‌ شوروي‌ قرار گرفته‌، عده‌اي‌ از اهالي‌ بي‌گناه‌ اين‌ شهر به‌ شهادت‌ مي‌رسند. آنچه‌ در تاريخ‌ آذربايجان‌ معروفيت‌ دارد قيام‌ ستارخان‌ سردار ملي‌ در انقلاب‌ مشروطه‌ مي‌باشد كه‌ در اصل‌ يك‌ ارسباراني‌ بوده‌ و به‌نام‌ ستار قره‌داغي‌ معروف‌ بود.

بخشهاي‌ اين‌ استان‌ عبارت‌ از بخش‌ مركزي‌ با دهستانهاي‌ ورگهان‌، قشلاق‌، بزكش‌، گويجه‌بل‌، آذغان‌، اوچ‌هاچا به‌ مركزيت‌ شهر اهر،بخش‌ ورزقان‌ با دهستانهاي‌ ازومدل‌ شمالي‌، بكرآباد، ازومدل‌ جنوبي‌ و سينا به‌ مركزيت‌ شهر ورزقان‌، بخش‌ خروانق‌ با دهستانهاي‌جوشين‌، ديزمارمركزي‌ و ارزيل‌ به‌ مركزيت‌ شهر خاروانا ، بخش‌ هوراند با دهستانهاي‌ ديكله‌، دو دانگه‌ و چهاردانگه‌ به‌ مركزيت‌شهر هوراند مي‌باشند.

از نظر حدود تقسيمات‌ كشوري‌، شهرستان‌ كليبر حدود شمالي‌ آن‌ را مي‌پوشاند و شهرستانهاي‌ جلفا و مرند در غرب‌ آن‌ قرار دارند.اين‌ شهرستان‌ از جنوب‌ همسايه‌ شمالي‌ شهرستانهاي‌ هريس‌ و تبريز و همسايه‌ شمال‌شرقي‌ شهرستان‌ شبستر به‌ شمار مي‌رود وسراسر حدود شرقي‌ آن‌ قسمتي‌ از مرز مشترك‌ استان‌ آذربايجانشرقي‌ را با استان‌ اردبيل‌ تشكيل‌ مي‌دهد. حدود جنوبي‌ اين‌ شهرستان‌به‌ خط‌ مستقيم‌ از 24 كيلومتري‌ شمال‌ شهر تبريز آغاز مي‌شود. شهر اهر مركز شهرستان‌ به‌ خط‌ مستقيم‌ در 75 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌شهر تبريز و بر سر راه‌ دومين‌ محور ارتباطي‌ مركز استان‌ با اردبيل‌ قرار دارد.

ويژگيهاي‌ جغرافياي‌ طبيعي‌ شهرستان‌ اهر

موقعيت‌، حدود و وسعت‌

قسمت‌ بزرگي‌ از كوههاي‌ قره‌داغ‌ و دامنه‌هاي‌ شمالي‌ كوههاي‌ قوشاداغ‌ شهرستان‌ اهر نام‌ گرفته‌ است‌. محدوده‌ اين‌ شهرستان‌ با وجودتقسيم‌ محدوده‌ قبلي‌ آن‌ به‌ شهرستانهاي‌ كليبر، قسمتي‌ از هريس‌، تبريز و جلفا، هنوز هم‌ از وسعت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌ و با9/5521 كيلومتر مربع‌ مساحت‌، 8/11 درصد از كل‌ استان‌ را در برمي‌گيرد، و از اين‌ نظر پس‌ از شهرستان‌ ميانه‌ در مرتبه‌ دوم‌ قرار مي‌گيرد.‌ اين شهرستان‌ از نظر موقعيت‌ رياضي‌ در بين‌ مدارات‌ 38 درجه‌ و 17 دقيقه‌ و 56 ثانيه‌ تا 39 درجه‌ و 4 دقيقه‌ و 57 ثانيه‌ عرض‌ شمالي‌و نصف‌النهارات‌ 46 درجه‌ و 1 دقيقه‌ و 36 ثانيه‌ تا 47 درجه‌ و 4 دقيقه‌ و صفر ثانيه‌ طول‌ شرقي‌ از نصف‌النهار گرينويچ‌ قرار گرفته‌است‌.

كوههاي‌ قره‌داغ‌ در شمال‌، شهرستان‌ اهر را از شهرستان‌ كليبر و قسمتي‌ از شهرستان‌ جلفا جدا مي‌سازد. در قسمت‌ شرق‌ و جنوب‌شرق‌ اين‌ شهرستان‌ كوههاي‌ سبلان‌ قرار دارند كه‌ آن‌ را از استان‌ اردبيل‌ جدا مي‌سازند. كوههاي‌ قوشاداغ‌، آغ‌داغ‌، گويجه‌بل‌، پيرسقا،كوه‌ سلطان‌ جهانگير و كوه‌ كيامكي‌ در جنوب‌ و غرب‌ اين‌ شهرستان‌ به‌ ترتيب‌ جدا كننده‌ شهرستانهاي‌ هريس‌، تبريز، شبستر، مرند وجلفا از آن‌ مي‌باشند. ارتفاع‌ متوسط‌ اين‌ شهرستان‌ از سطح‌ درياهاي‌ آزاد حدود 1340 متر است‌.

 

كوههاي‌ شهرستان‌ اهر

ارتفاع‌ عمومي‌ زمين‌ در اين‌ شهرستان‌ از 400 متر در گوشه‌ شمال‌ شرقي‌ آن‌ تا 3255 متر در قله‌ كوه‌ سلطان‌ جهانگير در منتهي‌اليه‌غربي‌ شهرستان‌ متغير است‌. شيب‌ عمومي‌ زمين‌ به‌ جز در قسمت‌ مياني‌ شهرستان‌ در دو سوي‌ رودخانه‌ اهر چاي‌، در بقيه‌ نقاط‌ زيادو داراي‌ ويژگيهاي‌ كوهستاني‌ است‌. جهت‌ شيب‌ دامنه‌ها در پهنه‌ اين‌ شهرستان‌ همانگونه‌ كه‌ ويژگي‌ خاص‌ در مناطق‌ كوهستاني‌مي‌باشد، داراي‌ تنوع‌ زيادي‌ است‌ ولي‌ در حالت‌ كلي‌ جهت‌ عمومي‌ شيب‌ در بخش‌ خروانق‌ به‌ سمت‌ شمال‌، در بخش‌ هوراند به‌طرف‌ شرق‌ و در بخش‌ ورزقان‌ و بخش‌ مركزي‌ در شمال‌ به‌ سمت‌ جنوب‌ و در جنوب‌ به‌ سمت‌ شمال‌ مي‌باشد. براي‌ اينكه‌ بهتربتوانيم‌ ارتفاعات‌ شهرستان‌ را مورد بررسي‌ قرار دهيم‌ هر يك‌ از اين‌ ارتفاعات‌ به‌ صورت‌ جداگانه‌ آورده‌ شده‌ و توضيح‌ داده‌ مي‌شود.

 

الف‌ - كوههاي‌ قراداغ‌

ناهمواريهاي‌ شهرستان‌ اهر شكل‌ يافته‌ رشته‌ كوههاي‌ قراداغ‌ مي‌باشد و در واقع‌ شهرستان‌ اهر قسمتي‌ از كوههاي‌ قراداغ‌ به‌ شمار مي‌رود. كوهستان‌ قره‌داغ‌ (ارسباران‌) به‌ طول‌ 220 كيلومتر و عرض‌ 30 تا 65 كيلومتر از كوههاي‌ آرارات‌ در شمال‌ غربي‌ آذربايجان‌، ازمرز ايران‌ و تركيه‌ شروع‌ مي‌شود و تا كوهستان‌ طالش‌ در شرق‌ آذربايجان‌ ادامه‌ دارد. بلندترين‌ قله‌ آن‌ قله‌ كيامكي‌ با 3414 متر ارتفاع‌است‌ كه‌ يكي‌ از بلندترين‌ قله‌هاي‌ استان‌ به‌ شمار مي‌رود. كوههاي‌ مرتفعي‌ مانند جلاداغ‌ (در جنوب‌ غربي‌ اهر)، شيور (در شمال‌ اهر)،هشتاد سر (هشته‌سر)، هوراند، كوههاي‌ مشكعنبر (در 50 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ اهر)، سامبران‌ (در منطقه‌ يافت‌ اهر) و كيامكي‌ (درغرب‌ ارسباران‌ مابين‌ مرند، زنوز و ورزقان‌) سراسر آن‌ را پوشانيده‌اند.

دامنه‌هاي‌ شمالي‌ و شرقي‌ قراداغ‌ تحت‌ تاثير آب‌ و هواي‌ مرزي‌، پوشيده‌ از جنگل‌ و مراتع‌ سرسبز و خرم‌ است‌ و دامنة‌هاي‌ جنوبي‌آن‌ را چمنزارهايي‌ تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ محل‌ ييلاق‌ تابستاني‌ ايلات‌ و عشاير دشت‌ مغان‌ و ارسباران‌ است‌. اين‌ كوهها در امتدادكوههاي‌ قراباغ‌ قفقاز است‌ و رود مرزي‌ ارس‌ دو قسمت‌ قراداغ‌ ايران‌ و قراباغ‌ قفقاز را از هم‌ جدا مي‌سازد. ارتفاعات‌ و قله‌هاي‌ برفگيرقره‌داغ‌ در زمستان‌ پوشيده‌ از برف‌ مي‌شود. ذوب‌ اين‌ برفهاي‌ سنگين‌ به‌ همراه‌ بارانهاي‌ متوالي‌، رودهاي‌ پرآبي‌ را به‌ وجود مي‌آورندكه‌ در دره‌هاي‌ عميق‌ با شيب‌ تند، به‌ سوي‌ ارس‌ جاري‌ مي‌شود. و قسمتي‌ از آبهايش‌ نيز از دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ به‌ حوضه‌ آجي‌چاي‌وارد مي‌شوند.

وقتي‌ شخصي‌ از ايران‌ وارد قره‌باغ‌ مي‌شود در اولين‌ نظر از نامنظمي‌ چينه‌شناسي‌ اين‌ كوهها متعجب‌ مي‌گردد. زيرا ما در ايران‌ به‌ديدن‌ بقاياي‌ روشن‌ پديده‌هاي‌ موقت‌الارضي‌ و سادگي‌ آنها عادت‌ كرده‌ايم‌. برعكس‌ در قراداغ‌ دنباله‌هاي‌ طبقات‌ نامعين‌اند و روي‌هم‌ رفته‌ هيچ‌ جنبش‌ و حركتي‌ ظاهر نيست‌. علت‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ كوهها در كانون‌ آتشفشاني‌ واقع‌ در جنوب‌ و شمال‌ قراداغ‌ قرارگرفته‌اند.

ژاك‌ دومرگان‌ جغرافي‌دان‌ و زمين‌شناس‌ فرانسوي‌ درباره‌ قراداغ‌ چنين‌ اظهارنظر مي‌نمايد:

«ارس‌ در گودال‌ تنگ‌ و باريكي‌ جريان‌ دارد كه‌ قفقاز صغير را از فلات‌ ايران‌ جدا مي‌سازد. (اين‌ رود در امتداد رشته‌ نامنظم‌ كوههايي‌ كه‌تحت‌ نام‌ قره‌داغ‌ معروف‌اند و حاشيه‌ شمالي‌ گودال‌ بزرگي‌ كه‌ درياچة‌ اورميه‌ را تشكيل‌ مي‌دهد پيش‌ مي‌رود.»

 

ب‌ - كوههاي‌ قوشاداغ‌

قوشاداغ‌ (كوه‌ جفت‌) از ارتفاعات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ارسباران‌ است‌ كه‌ در شمال‌ بخش‌ هريس‌ و غرب‌ رشته‌ كوهستان‌ سبلان‌ و جنوب‌غربي‌ مشكين‌شهر قرار گرفته‌ است‌. در حقيقت‌ كوهستان‌ قوشاداغ‌ ارتباط‌ دهنده‌ كوهستانهاي‌ منطقه‌ ورزقان‌ و مواضع‌ خان‌ درارسباران‌، به‌ كوهستان‌ سبلان‌ است‌. بلندترين‌ قله‌ آن‌ در شمال‌ هريس‌ (قوشاداغ‌) 3149 متر ارتفاع‌ دارد. گردنه‌ معروف‌ گويجه‌بل‌ دراين‌ كوهستان‌ بر سر راه‌ تبريز به‌ اهر قرار گرفته‌ است‌.

كوهستان‌ قوشاداغ‌ به‌ لحاظ‌ وقوعش‌ در ميان‌ رشته‌هاي‌ عظيم‌ سبلان‌، بزغوش‌، قراداغ‌ و فشارهاي‌ وارده‌ و زمين‌لرزه‌هاي‌ حاصل از انفجارات‌ مكرر آتشفشاني‌ به‌ صورت‌ مجموعة‌ خورد شده‌ و نامنظمي‌ در آمده‌ است‌. لرزشهاي‌ شديد سبب‌ ايجاد شكست‌ وشكافهاي‌ آتشفشاني‌ و تجزيه‌ كوهستانهاي‌ بلند و ايجاد دره‌هاي‌ عميق‌ در اين‌ كوهستان‌ شده‌ است‌.

شبكه‌هاي‌ متعددي‌ از آبها كه‌ در اثر نزول‌ برف‌ سنگين‌ به‌ وجود آمده‌اند از قوشاداغ‌ به‌ سوي‌ شمال‌ و جنوب‌ جريان‌ دارند. دردامنه‌هاي‌ شمالي‌ و جنوبي‌ اين‌ كوهستان‌ روستاها و آباديهاي‌ پرجمعيتي‌ بنا شده‌اند. تمام‌ ارتفاعات‌ قوشاداغ‌ پوشيده‌ از مراتع‌سرسبز و خرم‌ است‌ و در تابستانها، تعدادي‌ از طوايف‌ ايلات‌ دشت‌ مغان‌ و ارسباران‌ به‌ اين‌ كوهستان‌ كوچ‌ (ييلاق‌) مي‌كنند.

 

ج‌ - كوه‌ سبلان‌

سبلان‌ در جنوب‌ شرقي‌ شهرستان‌ اهر و در استان‌ اردبيل‌ قرار گرفته‌ است‌. بلندترين‌ قله‌ آن‌ 4811 متر از سطح‌ دريا ارتفاع‌ دارد. ارتفاع‌نسبي‌ آن‌ نسبت‌ به‌ دره‌ قره‌سو تقريباً 3400 متر است‌. به‌ همين‌ دليل‌ پيكر كوهستاني‌ عظيم‌الجثه‌، بيشتر از دماوند در بيننده‌ توليد اثرمي‌نمايد.

كوه‌ شكل‌ يك‌ مخروط‌ كامل‌ را داشته‌ و بر روي‌ دامنه‌ها و تهيگاههاي‌ آن‌، شيارهاي‌ پهن‌ تقريباً مستقيمي‌ دارد كه‌ آبهاي‌ فراوان‌ برفهاي‌دائمي‌اش‌ توسط‌ آن‌ها جريان‌ مي‌يابند. رشته‌ كوه‌ آتشفشاني‌ خاموش‌ سبلان‌ از دره‌ قره‌سو در شمال‌ شرق‌ شهرستان‌ اهر شروع‌ شده‌در جهت‌ شرقي‌ - غربي‌ به‌ طول‌ 60 كيلومتر و عرض‌ تقريبي‌ 48 كيلومتر تا كوه‌ قوشاداغ‌ (كوه‌ جفت‌) در جنوب‌ اهر امتداد مي‌يابد.سبلان‌ از مشرق‌ و شمال‌ و جنوب‌ به‌ كلي‌ از كوههاي‌ ديگر مجزا مي‌شود. فقط‌ در مغرب‌، رشته‌ كوه‌ قوشاداغ‌ آن‌ را به‌ جبال‌ ارسباران‌متصل‌ مي‌نمايد.

سبلان‌ پس‌ از دماوند معروف‌ترين‌ كوه‌ آتشفشاني‌ خاموش‌ ايران‌ است‌ كه‌ در اثر فعاليتهاي‌ آتشفشاني‌ مخروط‌ قله‌ آن‌ شكل‌ گرفته‌ و دردهانه‌ مخروطي‌ آتشفشاني‌ آن‌، درياچة‌ بسيار زيبايي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ كه‌ در تمام‌ طول‌ سال‌ پوشيده‌ از برف‌ و يخ‌ مي‌باشد.

دامنة‌ شمالي‌ آن‌ با شيب‌ تند به‌ طرف‌ جلگه‌ قره‌سو و رود اهر فرود مي‌آيد. درياي‌ اين‌ دره‌ عريض‌، اهر چاي‌ و قره‌سو با طراوت‌ وتازگي‌ خود تبايني‌ را با رنگ‌ پر گرد و غبار‌ كوهها، ايجاد مي‌نمايند. اعتدال‌ آب‌ و هوا و آب‌ فراوان‌ در بخش‌ مهمي‌ از خاك‌آذربايجان‌ از بركت‌ وجود كوهستان‌ سبلان‌ است‌.

بلندترين‌ قله‌ سبلان‌ به‌ نام‌ سلطان‌ ساوالان‌ بوده‌، دومين‌ قله‌اش‌ را حَرَم‌داغي‌ ناميده‌اند كه‌ نوك‌ تيز و غير قابل‌ صعود است‌. قله‌ سوم‌ كه‌ارتفاعش‌ نسبت‌ به‌ سبلان‌ (ساوالان)‌ كمتر است‌، كوه‌ «جنوار داغي‌» يا قلة‌ جانور نام‌ دارد. غير از حَرَم‌ داغي‌ و سلطان‌ ساوالان‌ چند كوه‌و قله‌ ديگر هم‌ هست‌ كه‌ از آن‌ جمله‌اند: گوي‌ داغ‌ (كوه‌ كبود)، قاشقاداغ‌، كسري‌ داغ‌ و قزل‌ گل‌ داغي‌.

 

د - كوه‌ كمتال‌

كوهستان‌ كمتال‌ از مهمترين‌ و جالب‌ترين‌ كوههاي‌ ارسباران‌ است‌. اوضاع‌ زمين‌شناسي‌ در اين‌ منطقه‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ فشار مه‌آتشفشاني‌ مهم‌ (سبلان‌، آرارات‌ و سهند) در به‌ وجود آوردن‌ آن‌ تاثير اساسي‌ داشته‌ است‌. تشخيص‌ امتداد رشته‌ اصلي‌، به‌ لحاظ‌وجود دره‌هايي‌ كه‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌ و از مغرب‌ به‌ مشرق‌ كشيده‌ شده‌اند مشكل‌ است‌. به‌ خصوص‌ كه‌ بي‌نظمي‌ عجيبي‌ در اين‌كوهستان‌ مشاهده‌ مي‌شود، بدين‌ جهت‌ اوضاع‌ اقليمي‌ در مناطق‌ گوناگون‌ اين‌ ناحيه‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. بعضي‌ قسمتها به‌ لحاظ‌ استقرار در دره‌هاي‌ عميق‌ و دور بودن‌ از مسير بادهاي‌ شمال‌ غربي‌ يا جنوب‌ غربي‌، گرم‌ و جزو مناطق‌ حاره‌ محسوب‌ مي‌شود وبالعكس‌ ساير مناطق‌ سردسير است‌.

كمتال‌ از كوههاي‌ بلند و جالب‌ توجه‌ مابين‌ جلفا و خروانق‌ شهرستان‌ اهر است‌. رود ارس‌ از شمال‌ به‌ خروانق‌ - در منطقه‌ روستاهاي‌دوزال‌ و كردشت‌ - در درة‌ بسيار عميقي‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ جريان‌ دارد. رود حاجيلرچاي‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌، در دره‌هاي‌ كوه‌ كمتال‌،به‌ طرف‌ ارس‌ جريان‌ دارد. شيب‌ دامنه‌هاي‌ شمالي‌ اين‌ كوه‌ بسيار تند است‌ و اختلاف‌ سطح‌ از 1000 تا 1500 متر در نقاطي‌ كه‌ فقط‌چند متر از هم‌ دورند، بسيار است‌. رفت‌ و آمد مردم‌ در اين‌ دامنه‌هاي‌ تند فقط‌ از كوره‌ راههاي‌ خطرناك‌ ميسر مي‌باشد. تندي‌ دامنه‌هاو صعب‌العبور بودن‌ كوهستان‌ كمتال‌، اين‌ منطقه‌ را از هر حمله‌ و هجومي‌ مصون‌ نگهداشته‌ است‌ اما در عين‌ حال‌ آن‌ را از مظاهرتمدن‌ جديد نيز محروم‌ كرده‌ است‌.

 

هـ كوه‌ گويجه‌بل‌

ارتفاعات‌ گويجه‌بل‌ (گردنه‌ كبود) از كوههاي‌ مهم‌ قراداغ‌ (ارسباران‌) است‌ و جادة‌ تبريز به‌ اهر از آن‌ عبور مي‌كند. كوههاي‌ گويجه‌بل‌ادامه‌ كوهستان‌ قراداغ‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ به‌ سوي‌ قوشاداغ‌ و سبلان‌ است‌. در اين‌ كوهستان‌ آثار و بقاياي‌ جنگل‌ كاملاً مشهود، و مسلم‌است‌ كه‌ ادامه‌ جنگلهاي‌ قراداغ‌ مي‌باشد. پوشش‌ گياهي‌ در گويجه‌بل‌ كم‌ درخت‌ و تنگ‌ است‌ و نشان‌ مي‌دهد كه‌ سابقاً اين‌ كوهستان‌مستور از جنگل‌ بوده‌ است‌.

آب‌ برف‌ سنگين‌ زمستاني‌ اين‌ كوهستان‌ و چشمه‌سارهاي‌ متعدد آن‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌، در دره‌هاي‌ عميق‌ آن‌ جاري‌ است‌ كه‌ پس‌ ازطي‌ مسافتي‌ به‌ رودخانه‌ اهر چاي‌ مي‌ريزد. ارتفاعات‌ كوهستان‌ گويجه‌بل‌ پوشيده‌ از مراتع‌ نسبتاً غني‌ و محل‌ ييلاق‌ طوايف‌ ايلات‌دشت‌ مغان‌ و ارسباران‌ مي‌باشد.

 

دشت‌ اهر - ورزقان‌

دشت‌ اهر - ورزقان‌ دشت‌ نسبتاً كوچكي‌ است‌ كه‌ در دره‌ اهر قرار گرفته‌ است‌. اهر چاي‌ از غرب‌ داخل‌ دشت‌ ورزقان‌ شده‌ و سپس‌ به‌دشت‌ اهر وارد مي‌شود. اين‌ دشت‌ تقريباً در قسمت‌ مركزي‌ شهرستان‌ اهر قرار گرفته‌ و شهر اهر نيز بر روي‌ آن‌ واقع‌ شده‌ است‌.وسعت‌ اين‌ دشت‌ 15000 هكتار بوده‌ و 13426 هكتار آن‌ مورد مطالعه‌ خاكشناسي‌ و طبقه‌بندي‌ اراضي‌ قرار گرفته‌ است‌. اغلب‌خاكهاي‌ اين‌ دشت‌ كه‌ بالغ‌ بر 6/59 درصد مي‌شود از نوع‌ كلاس‌ III مي‌باشند.

از مجموع‌ 15000 هكتار وسعت‌ اين‌ دشت‌ معادل‌ 03/96 درصد به‌ منظور كشاورزي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد كه‌ شامل‌ 10087هكتار كشت‌ آبي‌ و 4318 هكتار كشت‌ ديم‌ است‌. اراضي‌ كشاورزي‌ آبي‌ شامل‌ 7833 هكتار زير كشت‌، 681 هكتار آيش‌ و 1573هكتار باغ‌ است‌ (مساحت‌ 353 هكتار، از باغات‌ به‌ كشت‌ محصولات‌ زراعي‌ اختصاص‌ دارد).

با توجه‌ به‌ ايجاد سد ستارخان‌ بر روي‌ رودخانه‌ اهر چاي‌ انتظار مي‌رود كه‌ بهره‌برداري‌ كشاورزي‌ در اين‌ دشت‌ توسعه‌ بيشتري‌ پيدانمايد. اين‌ دشت‌ هم‌ چنين‌ به‌ دليل‌ مراتع‌ سرسبز و خوبي‌ كه‌ دارد معروفيت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ و همه‌ ساله‌ مورد استفاده‌ طوايف‌ ايل‌سون‌قرار مي‌گيرد.

اين‌ دشت‌ داراي‌ راههاي‌ دسترسي‌ خوبي‌ بوده‌ ولي‌ فاقد امكانات‌ توريستي‌ ويژه‌ براي‌ پذيرايي‌ از گردشگران‌ داخلي‌ و خارجي‌مي‌باشد.

دره‌ اهر

دره‌ اهر با امتداد غربي‌ - شرقي‌ در شهرستان‌ اهر قرار گرفته‌ و اين‌ شهرستان‌ را به‌ دو قسمت‌ شمالي‌ و جنوبي‌ تقسيم‌ مي‌كند. اين‌ دره‌به‌ دليل‌ قرار گرفتن‌ رسوبات‌ آبرفتي‌ رودخانه‌ اهر بر روي‌ آن‌ بسيار حاصل‌خيز و سرسبز مي‌باشد. رسوبات‌ آبرفتي‌ اين‌ دره‌ منحصراًشامل‌ آبرفتهاي‌ بستر رودخانه‌ اهر است‌ كه‌ داراي‌ ضخامتي‌ كمتر از 10 تا 25 متر مي‌باشد. مطالعات‌ ژئوفيزيك‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌سفره‌ آبرفتي‌ دره‌ اهر از نظر آبهاي‌ زيرزميني‌ بسيار فقير بوده‌ و اهميت‌ چنداني‌ ندارد.

دره‌ اهر از نظر زمين‌شناسي‌ حاصل‌ شكستگي‌ و گسستگي‌ در جهت‌ شرقي‌ و غربي‌ مي‌باشد كه‌ رود مهم‌ منطقه‌ يعني‌ اهرچاي‌ درون‌آن‌ براي‌ خود بستري‌ نسبتاً وسيع‌ تشكيل‌ داده‌ است‌. شكستگي‌هاي‌ اطراف‌ اين‌ دره‌ از ديدگاه‌ ژئومورفولوژي‌ كه‌ آن‌ را دپرسيون‌ نيزمي‌توان‌ ناميد، به‌ عنوان‌ خطوط‌ آتشفشاني‌ تكتونيكي‌ محسوب‌ مي‌شوند. كه‌ بوسيله‌ آنها توده‌هاي‌ بزرگ‌ آندزيتي‌ و توفهاي‌ مربوط‌توانسته‌اند به‌ طرف‌ بالا مهاجرت‌ كنند. بايد به‌ اين‌ نقطه‌ توجه‌ شود كه‌ اين‌ فروافتادگي‌ (دره‌ اهر) هنوز به‌ مرحله‌ تعادل‌ كامل‌ نرسيده‌ وفعال‌ مي‌باشد. و هنوز هم‌ نكاتهايي‌ در آن‌ ملاحظه‌ مي‌گردد و گسل‌هاي‌ متعددي‌ كه‌ در اطراف‌ شهر اهر ملاحظه‌ مي‌شود ناشي‌ از اين‌فعاليت‌ مي‌باشد.

 

آبهاي‌ سطحي‌ شهرستان‌ اهر

كوههاي‌ قراداغ‌ و شهرستان‌ اهر قسمتي‌ از آبخيز رود مرزي‌ ارس‌، از حوضه‌هاي‌ آبريز درياي‌ خزر به‌ شمار مي‌رود و كليه‌ جريانات‌سطحي‌ منطقه‌ از طريق‌ رودخانه‌ اهرچاي‌ و دره‌رود، و يا مستقيماً و بلاواسطه‌ به‌ رود ارس‌ مي‌پيوندند. بخش‌ خروانق‌ و قسمتي‌ ازشمال‌ بخش‌ ورزقان‌ در حوضه‌ آبريز مستقيم‌ ارس‌ قرار دارند. كه‌ جريان‌ آبهاي‌ سطحي‌ آن‌ توسط‌ رودخانه‌هاي‌ حاجي‌لر، مردانقوم‌ وايلگنه‌چاي‌ مستقيماً به‌ ارس‌ مي‌پيوندند. بقيه‌ بخش‌ ورزقان‌ و بخش‌ مركزي‌ شهرستان‌ حوضه‌ آبريز اهرچاي‌ و بخش‌ هوراند قسمتي‌از حوضه‌ آبريز دره‌ رود مي‌باشد.

 

رود اهرچاي‌

رودخانه‌ اهر چاي‌ رودخانه‌ اصلي‌ ناحيه‌ غربي‌ دره‌ رود مي‌باشد. اين‌ رودخانه‌ با حدود 100 كيلومتر طول‌ در محدوده‌ شهرستان‌،شريان‌ اصلي‌ آبراهه‌هاي‌ قسمت‌ اعظم‌ منطقه‌ به‌ شمار مي‌رود كه‌ از كوههاي‌ كسبه‌ در غرب‌ سرچشمه‌ گرفته‌ و به‌ سمت‌ شرق‌ جاري‌مي‌شود. سرشاخه‌هاي‌ اوليه‌ در فرخران‌ به‌ همديگر پيوسته‌ و شاخه‌هاي‌ كوچكتري‌ از سمت‌ جنوب‌ و شاخه‌هاي‌ پرآب‌ متعددي‌ نيزاز ناحيه‌ شمال‌ به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌شوند. سرشاخه‌اي‌ در كاسين‌ و سرشاخه‌ ديگري‌ كه‌ از مجاورت‌ روستاي‌ چلناب‌ جريان‌ مي‌يابد پس‌ از عبور از روستاي‌ علويق‌ نيز به‌ اهرچاي‌ مي‌ريزند. رودخانه‌اي‌ كه‌ از ارتفاعات‌ ساري‌ چمن‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد نيز وارد اهرچاي‌ مي‌شود. همچنين‌ سرشاخه‌هاي‌ ديگري‌ از ارتفاعات‌ كزان‌ قلعه‌ سرازير شده‌ و پس‌ از عبور از روستاي‌ جنگل‌آباد به‌ اهرچاي‌ ملحق‌مي‌شوند. رودخانه‌ عليرضا چاي‌ از بلنديهاي‌ لاله‌وزان‌ (لـله‌جان‌) سرچشمه‌ گرفته‌ و در مجاورت‌ روستاي‌ آق‌ كندي‌ به‌ اهرچاي‌مي‌پيوندد. اهرچاي‌ پس‌ از عبور از روستاي‌ اوشدلق‌ شاخه‌ ديگري‌ بنام‌ رود زنگول‌ را دريافت‌ مي‌كند كه‌ از ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌روستاي‌ سراچه‌ (سرآجر) سرچشمه‌ مي‌گيرد. اهرچاي‌ از شمال‌ ورزقان‌ و از دشت‌ كوچك‌ ورزقان‌ عبور مي‌نمايد و سپس‌ از داخل‌شهر اهر و دشت‌ اهر به‌ جريان‌ خود ادامه‌ مي‌دهد. پس‌ از عبور از شهر اهر، سرشاخه‌هاي‌ ديگري‌ از كوه‌ خرمايورت‌، شيور، دوه‌سراغ‌ در قسمت‌ شمال‌ اهر چاي‌ به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌شوند. و از قسمت‌ جنوب‌ نيز از ارتفاعات‌ قوشاداغ‌ (3149 متر)، نرميق‌ (3105 متر)رودهاي‌ متعددي‌ جريان‌ يافته‌ و به‌ اهرچاي‌ وارد مي‌شوند. اهرچاي‌ از منطقه‌ مجاور روستاي‌ قلعه‌باشي‌ به‌ سمت‌ شمال‌ تغيير مسيرداده‌ و تا صاحب‌ ديوان‌ ادامه‌ مي‌يابد. در اين‌ مسير نيز جريانهاي‌ دامنه‌ شرق‌ كوه‌ سبلان‌ از قسمت‌ راست‌ به‌ اهرچاي‌ مي‌ريزد.رودخانه‌ قره‌سو در مجاورت‌ روستاي‌ صاحب‌ ديوان‌ به‌ اهرچاي‌ ملحق‌ شده‌ و رودخانه‌ دره‌ رود را تشكيل‌ مي‌دهد. دره‌ رود مرزطبيعي‌ شرق‌ استان‌ با استان‌ اردبيل‌ به‌ شمار مي‌رود و در اين‌ قسمت‌ از شهرستان‌ يعني‌ بخش‌ هوراند كليه‌ آبهاي‌ جاري‌ با جهت‌ غرب‌به‌ شرق‌ به‌ اين‌ رودخانه‌ مي‌ريزند. متوسط‌ دبي‌ سالانه‌ رودخانه‌ اهرچاي‌ در ايستگاه‌ تازه‌ كند با بررسي‌ آمار 13 ساله‌ (63 - 1351)،416 متر مكعب‌ بر ثانيه‌ مي‌باشد. بنابراين‌ براساس‌ اين‌ آمار، به‌ طور متوسط‌ در هر سال‌ 066/145 ميليون‌ متر مكعب‌ آب‌ در اين‌رودخانه‌ جريان‌ پيدا مي‌كند.

 

دره ‌رود

دره‌رود مرز طبيعي‌ قسمتي‌ از شرق‌ استان‌ با استان‌ اردبيل‌ مي‌باشد. اين‌ رود از بهم‌ پيوستن‌ قره‌سوي‌ سفلي‌ و اهرچاي‌ در مجاورت‌روستاي‌ صاحب‌ ديوان‌ تشكيل‌ مي‌گردد. و بنام‌ دره‌رود خوانده‌ مي‌شود. زيرا اين‌ رودخانه‌ بخش‌ اعظم‌ مسير خود را درون‌ دره‌ها طي‌مي‌كند. گرچه‌ در برخي‌ از نقشه‌ها‌ بنام‌ قره‌سو نيز ذكر شده‌ است‌.

دره‌رود در مسيري‌ با جهت‌ جنوب‌ به‌ شمال‌ جريان‌ يافته‌ و پس‌ از دريافت‌ شاخه‌هايي‌ از ساحل‌ راست‌ و ساحل‌ چپ‌ وارد رود ارس‌مي‌شود. ارتفاعات‌ صلوات‌ و خروسلو در ساحل‌ راست‌ دره‌ رود قرار دارند كه‌ نزولات‌ جوي‌ اين‌ منطقه‌ از دامنه‌هاي‌ غرب‌ و جنوب‌به‌ سوي‌ دره‌ رود جريان‌ مي‌يابند. رودخانه‌ سمبورچاي‌ رودخانه‌ اصلي‌ اين‌ ناحيه‌ به‌ شمار مي‌رود كه‌ از شمال‌ صلوات‌ به‌ سمت‌شمال‌ حركت‌ كرده‌ و پس‌ از دريافت‌ سرشاخه‌هايي‌ از كوه‌ كهريز و شاخه‌هايي‌ از غرب‌ رشته‌كوههاي‌ خروسلو داغ‌ بنام‌ رودخانه‌خوفنام‌ از ساحل‌ راست‌ به‌ دره‌ رود مي‌ريزد. از ساحل‌ چپ‌ دره‌ رود نيز شاخه‌هايي‌ از بلنديهاي‌ شيور، دوه‌ سراغ‌، گشتبر، و سايركوههاي‌ كم‌ ارتفاع‌ سرچشمه‌ گرفته‌ و به‌ طور مستقل‌ وارد دره‌رود مي‌شوند. متوسط‌ دبي‌ سالانه‌ دره‌رود در ايستگاه‌ مشيران‌ با بررسي‌آمار بيست‌ ساله‌ (1362-1342)، 2/11 متر مكعب‌ بر ثانيه‌ مي‌باشد بنابراين‌ براساس‌ اين‌ آمار به‌ طور متوسط‌ در هر سال‌ 203/353ميليون‌ مترمكعب‌ آب‌ در اين‌ رودخانه‌ جريان‌ پيدا مي‌كند.

 

حاجيلر چاي‌

رود حاجيلرچاي‌ از دامنه‌هاي‌ كوه‌ سلطان‌ جهانگير سرچشمه‌ گرفته‌ و شاخه‌هاي‌ ارزيل‌چاي‌ و مرز وات‌ چاي‌ از ساحل‌ چپ‌ و شاخه‌ايري‌چاي‌ از ساحل‌ راست‌ به‌ آن‌ مي‌پيوندند.

شاخه‌ مهم‌ ديگري‌ بنام‌ قوري‌ چاي‌ از كوه‌ كسبه‌ جريان‌ يافته‌ و سرشاخه‌هاي‌ ديگري‌ به‌ آن‌ اهر ملحق‌ مي‌شود كه‌ از ارتفاعات‌ قازان‌داغ‌ و كوه‌ دسته‌ شا تغذيه‌ مي‌شود. رودخانه‌ حاجيلرچاي‌ در دوزال‌ به‌ رود ارس‌ مي‌ريزد. همچنين‌ رودخانه‌هاي‌ كوچك‌ ديگر درداخل‌ اين‌ محدوده‌ داراي‌ رژيم‌ آبدهي‌ برفي‌ و باراني‌ بوده‌ و عموماً در دره‌هاي‌ تنگ‌ جريان‌ داشته‌ و آب‌ آنها در اراضي‌ و باغات‌مجاور مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

 

مردانقوم‌ چاي‌

رودخانه‌ مردانقوم‌ نيز از كوههاي‌ دالان‌ كش‌، ساري‌بولاغ‌، فاطمه‌ خانم‌، قازان‌داغ‌ و دامنه‌هاي‌ شمالي‌ قره‌داغ‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد. از دوشاخه‌ بزرگ‌ كرنگان‌ و مردانقوم‌ تشكيل‌ شده‌ و در پايين‌ دست‌ كلوانق‌ بهم‌ ملحق‌ مي‌شوند. اين‌ رودخانه‌ كه‌ داراي‌ رژيم‌ برفي‌ و باراني‌بوده‌ و به‌ عنوان‌ مرز طبيعي‌ شهرستانهاي‌ اهر و كليبر تعيين‌ گرديده‌ است‌ از ارتفاعات‌ پوشيده‌ از جنگل‌ عبور نموده‌ و پس‌ از عبور ازروستاي‌ مردانقوم‌ به‌ رود ارس‌ ملحق‌ مي‌شود.

 

آبهاي‌ زيرزميني‌

مطالعات‌ ژئوفيزيكي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ سفره‌ آبرفتي‌ دره‌ اهر از نظر آبهاي‌ زيرزميني‌ بسيار فقير بوده‌ و اهميت‌ چنداني‌ ندارد. آبهاي‌زيرزميني‌ در قسمتهايي‌ از دشت‌ كه‌ رودخانه‌ اهر چاي‌ عبور مي‌كند به‌ علت‌ آبرفتهاي‌ دانه‌ درشت‌ و تغذيه‌ مستقيم‌ از رودخانه،‌ داراي‌تيپ‌ بي‌كربناته‌ مي‌باشد ولي‌ در قسمت‌ حاشيه‌ دشت‌ به‌ ويژه‌ در شمال‌ و شمال‌ غرب‌ شهرستان‌ اهر به‌ دليل‌ ضخامت‌ كم‌ آبرفت‌ ووجود سازندهاي‌ آذرين‌، تيپ‌ آب‌ سولفاته‌ مي‌گردد. ميزان‌ تخليه‌ از منابع‌ آب‌ زيرزميني‌ به‌ شرح‌ زير برآورد گرديده‌ است‌.

الف‌ - مجموعاً معادل‌ 08/53 ميليون‌ متر مكعب‌ از آبهاي‌ زيرزميني‌ دشت‌ اهر - ورزقان‌ برداشت‌ مي‌شود.

ب‌ - ميزان‌ زهكشي‌ از سفره‌ آبهاي‌ زيرزميني‌ معادل‌ 309/66 ميليون‌ متر مكعب‌ برآورد شده‌ است‌.

ج‌ - تغييرات‌ حجم‌ مخزن‌ در دشت‌ اهر عملاً ناچيز بوده‌ و از مقادير عددي‌ آن‌ صرفنظر شده‌ است‌. زيرا سفره‌ كوچك‌ دره‌ اهر با آب‌رودخانه‌ در حال‌ تبادل‌ است‌ و بازاء پايين‌ رفتن‌ سطح‌ آب‌، تغذيه‌ از رودخانه‌ افزايش‌ يافته‌ و حجم‌ زهكشي‌ كاهش‌ مي‌يابد و برعكس‌در اثر اشباع‌ شدن،‌ سفره‌ حجم‌ تغذيه‌ كاهش‌ يافته‌ و ميزان‌ زهكشي‌ افزايش‌ مي‌يابد.

 

چشمه‌ها

تا جايي‌ كه‌ مطالعه‌ انجام‌ شده‌ است‌ دشت‌ اهر - ورزقان‌ داراي‌ تعداد 122 دهنه‌ چشمه‌ مي‌باشد كه‌ بين‌ 25/0 تا 10 ليتر در ثانيه‌آبدهي‌ دارند. مجموع‌ تخليه‌ چشمه‌ها معادل‌ 965/8 ميليون‌ مترمكعب‌ در سال‌ برآورد شده‌اند.

اگر چه‌ باران‌ و رودخانه‌ اساسي‌ترين‌ منابع‌ آبي‌ در منطقه‌ اهر را تشكيل‌ مي‌دهند، ليكن‌ چشمه‌ها و در موارد اندك‌، كاريز (قنات‌) نيزدر آبياري‌ مزارع‌ و باغات‌، به‌ ويژه‌ در تهيه‌ آب‌ مشروب‌ روستاهاي‌ منطقه‌ نقشي‌ برعهده‌ دارند. در برخي‌ از روستاها از آب‌ چشمه‌ها به‌طور مستقيم‌ و يا با جمع‌ كردن‌ آن‌ در استخرها براي‌ آبياري‌ مزارع‌ و باغات‌ استفاده‌ مي‌كنند. در تهيه‌ آب‌ مشروب‌ نيز به‌ طور مستقيم‌ ويا از طريق‌ لوله‌كشي‌ بهداشتي‌ از آب‌ چشمه‌ها بهره‌برداري‌ مي‌شود.

يكي‌ از اين‌ چشمه‌ها كه‌ معروف‌تر از بقيه‌ مي‌باشد چشمه‌ يل‌ سويي‌ است‌ كه‌ در روستاي‌ كاسين‌ دهستان‌اوزمول جنوبي بخش‌ ورزقان شهرستان‌ اهر واقع ‌مي‌باشد. اين‌ چشمه‌ داراي‌ آبدهي‌ 2 ليتر در ثانيه‌ بوده‌ و دماي‌ آب‌ آن‌ 18 درجه‌ سانتي‌گراد است‌. منظره‌ عمومي‌ آن‌ كدر و مزه‌ آب‌كمي‌ تلخ‌ مي‌باشد. تيپ‌ آب‌ چشمه‌ از نوع‌ كلروبيكربنات‌ سديك‌ است‌ و خاصيت‌ درماني‌ آن‌ به‌ صورت‌ داخلي‌ اثر مي‌نمايد. ازچشمه‌هاي‌ معروف‌ ديگر مي‌توان‌ آب‌ معدني‌ مشكعنبر در بخش‌ ورزقان‌، دهستان‌ سينا و شمال‌ غربي‌ اهر و آب‌ معدني‌ استامال‌ دردهستان‌ جوشين‌ بخش‌ خروانق‌ نام‌ برد.

 

آثار و ابنيه‌ تاريخي‌ اهر

تاريخچة‌ اهر

شهر اهر، در طول‌ تاريخ‌ حوادث‌ مختلفي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ است‌ و در آن‌ منطقه‌ آثار فراماني‌ از دوره‌ اشكانيان‌ و ساسانيان‌ به‌صورت‌ قلعه‌هاي‌ مختلف‌ وجود داشته‌ و بعضاً هنوز هم‌ پابرجا هستند. در قرون‌ اوليه‌ اسلام‌ اين‌ منطقه‌ مركز محال‌ «ميمد» به‌ شمارمي‌آمد. در قرن‌هاي‌ ششم‌ و هفتم‌ هجري‌ از توابع‌ «وراوي‌=مشگين‌=بيشگين‌» محسوب‌ مي‌شد. ياقوت‌ حموي‌ در نيمه‌ اول‌ قرن‌هفتم‌ آن‌ را به‌ آباداني‌ و كثرت‌ خيرات‌ ستوده‌ و نوشته‌ است‌: «بين‌ اردبيل‌ و تبريز واقع‌ شده‌ است‌. امير آن‌ را «ابن‌ بيشگين‌» گويند.»،بارتولد تاريخ‌نگار و نويسنده‌ در مورد اين‌ منطقه‌ مي‌نويسد: «ارسباران‌ ييلاق‌ ايلخانان‌ بوده‌ است‌. از وقايع‌ مهم‌ اين‌ دوره‌ قتل‌ خواجه‌شمس‌الدين‌محمد به‌ فرمان‌ ارغون‌ خان‌ پسر اباقان‌ ايلخاني‌ در 683 هـ ق‌ در نزديكي‌ اهر مي‌باشد.

قلعه‌هاي‌ منطقه‌ ارسباران‌ از مشهورترين‌ و مقاومترين‌ قلعه‌هاي‌ زمان‌ خود بودند. اولين‌ بار اعراب‌ در زمان‌ خلافت‌ عمر در سال‌ 22هـ ق‌ به‌ سرداري‌ بكربن‌عبداللّه‌ به‌ منطقه‌ قراداغ‌ مسلط‌ شدند. با وجود اين‌، اين‌ منطقه‌ از مراكز مهم‌ مبارزات‌ استقلال‌ طلبانه‌ بوده‌ است‌و مبارزات‌ بابك‌ خرمدين‌ در اين‌ منطقه‌ زبانزد خاص‌ و عام‌ مي‌باشد و قلعه‌ جمهور به‌ پاس‌ مبارزة‌ بابك‌ و يارانش‌ به‌ اسم‌ بابك‌ مشهورشده‌ است‌.

بعد از سلجوقيان‌ و خوارزمشاهيان‌ در زمان‌ اتابكان‌ اهر مركز حكومت‌ اولاد محّمد جهان‌ پهلوان‌ اتابك‌ آذربايجان‌ بوده‌ و شاخه‌اي‌ ازآنها به‌ نام‌ ملوك‌ اهر در ربع‌ اول‌ قرن‌ هفتم‌ هـ ق‌ در ارسباران‌ حكومت‌ كرده‌اند.

در دورة‌ صفويه‌ شهر اهر به‌ خاطر وجود بقعة‌ شيخ‌ شهاب‌الدين‌ اهري‌ كه‌ صفويان‌ مريدان‌ او بودند، مورد توجه‌ و اقبال‌ شاهان‌ صفوي‌بوده‌ و اين‌ شهر بارها ميزبان‌ آنان‌ شده‌ است‌. در دورة‌ قاجاريه‌ ارسباران‌ به‌ خاطر تمايلات‌ مشروطه‌ خواهي‌، و نيز ارسباراني‌ بودن‌ستارخان‌ شهرت‌ ديگري‌ يافت‌. در طول‌ تاريخ‌ اهر بناهايي‌ را از هر دوره‌ به‌ يادگار دارد، مانند قلعه‌هاي‌ جمهور يا بابك‌، قهقه‌، نودوز، جوشين‌ و.... بقعه‌ شيخ‌شهاب‌الدين‌، بازار اهر، مسجد جامع‌ و...كه‌ در مورد يك‌ توضيحي‌ آورده‌ مي‌شود.

 

تاريخچة‌ هوراند

هوراند يكي‌ از بخشهاي‌ قديمي‌ و تاريخي‌ شهرستان‌ اهر مي‌باشد و وجود قلعه‌هاي‌ تاريخي‌ و آثار باستاني‌ زياد اين‌ ادعا را ثابت‌مي‌كند.

در مورد وجه‌ تسميه‌ هوراند نظرات‌ مختلفي‌ وجود دارد، از آن‌ جمله‌: مي‌گويند هوراند مخفف‌ اهوراوند است‌ كه‌، اهورا به‌ معني‌خداوند و روح‌ حيات‌ در ايران‌ باستان‌ بوده‌ و «وند» پسوند نسبت‌ مي باشد. با توجه‌ به‌ واژة‌ اهوراوند مي‌توان‌ چنين‌ استنباط‌ كرد كه‌آيين‌ زدشت‌ قبل‌ از ظهور اسلام‌، در اين‌ منطقه‌ رواج‌ داشته‌ است‌. نيز احتمال‌ دارد كه‌ هور به‌ معني‌ خورشيد و «وند» پسوند محل‌ و مكان‌ باشد و مي‌توان‌ آن‌ را به‌ معني محل‌ تابش‌خورشيد و نور دانست‌.

مساجد

مسجد جامع‌ اهر

مسجد جامع‌ اهر در كوچة‌ جمعه‌ مسجد اين‌ شهر واقع‌ شده‌ و منسوب‌ به‌ دورة‌ سلجوقي‌ و اتابكان‌ مي‌باشد اين‌ مسجد از نظر شيوه‌معماري‌، تزئينات‌ و... در نوع‌ خود از مساجد بسيار زيابيي‌ بحساب‌ مي‌آيد. مشخصات‌ بارز مسجد عبارتست‌ از:

الف‌- تعداد5 قطعه‌ گچبري‌ با تصوير ستاره‌ شش‌ پرمداخل‌ در خود و يك‌ گل‌ شش‌ پر ديگر مركب‌ از نيم‌ دايره‌ها.

ب‌- سنگ‌ نبشته‌هاي‌ مختلف‌ كه‌ به‌ زمانهاي‌ متفاوتي‌ تعلق‌ دارند.

ج‌- ابعاد مسجد از نظر ارتفاع‌ طاقها و قطر پايه‌هاي‌ آن‌

حياط‌ مسجد بدون‌ در نظر گرفتن‌ چندين‌ اطاق‌ در طرفين‌ سردر داراي‌ 10/31 متر طول‌ و 5/28 متر عرض‌ مي‌باشد. طبق‌ معمول‌حياط‌ به‌ چهار قسمت‌ تقسيم‌ شده‌ و در وسط‌ آن‌ يك‌ حوض‌، متناسب‌ با ابعاد آن‌ وجود دارد و بقيه‌ قسمتها درخت‌كاري‌ شده‌ است‌.درب‌ ورودي‌ و كفشكن‌ مسجد در گوشه‌ جنوب‌ غربي‌ صحن‌ واقع‌ شده‌، در واقع‌ از گوشه‌ شمال‌ غربي‌ مسجد وارد نمازخانه‌ ياشبستان‌ مي‌گردد.

درب‌ ورودي‌ مسجد طاق‌ نماي‌ آجري‌ و ازارة‌ معمولي‌ دارد و بر بالاي‌ سردر آن‌ لوحهايي‌ نصب‌ شده‌ كه‌ در آن‌ چهار سطر به‌ شرح‌زير حك‌ شده‌ و بيانگر تاريخ‌ بنا و باني‌ آن‌ مي‌باشد:

«به‌ تاريخ‌ ثلث‌ و عشرين‌ و مائه / بعدالالف‌من‌الهجرة‌ / از غير المال‌ مرحوم‌ حاجي‌ محمّد / سلبم‌ مسجد جامع‌ بنا گرديد».

كتيبة‌ ديگري‌ نيز بر بالاي‌ در ورودي‌ (از كفشكن‌) نصب‌ شده‌ است‌ كه‌ ابعادي‌ برابر 85*45 سانتيمتر دارد و به‌ دو قسمت‌ مجزا تقسيم‌شده‌ است‌. در قسمت‌ اول‌ آيه‌ 18 از سورة‌ توبه‌ حك‌ شده‌ كه‌ مضمونش‌ عبارت‌ است‌ از:

«انما يعمر المساجد من‌ امن‌ با الّله‌ و اليوم‌ الاخر و اقام‌ الصلوة‌ و آتي‌ الزكوة‌». و در قسمت‌ دوم‌ نام‌ تعمير كننده‌ بنا، در شش‌ بيت‌ شعرفارسي‌ حكاكي‌ گشته‌ است‌.

شبستان‌ يا نماز خانه‌ مسجد فضايي‌ وسيع‌ و كم‌ ارتفاع‌ به‌ ابعاد 6/30 متر طول‌، 16 متر عرض‌ و 5 متر ارتفاع‌ مي‌باشد و 21 گنبد آن‌ برروي‌ 12 پايه‌ در وسط‌ و 12 نيم‌ پايه‌ در اضلاع‌ شمالي‌ و جنوبي‌ با ابعاد متغير بنا شده‌ است‌. فضاي‌ مسجد به‌ سه‌ قسمت‌ تقسيم‌ شده‌كه‌ شبستان‌. كفشكن‌ و آبدارخانه‌ و اطاق‌ متولي‌ را شامل‌ مي‌شود.

سنگ‌ نبشته‌اي‌ بر غرب‌ شبستان‌ نصب‌ شده‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ در سه‌ سطر نام‌ مسجد، باني‌ و تاريخ‌ 1052 هـ ق‌ نقش‌ بسته‌ است‌. علاوه‌ برآن‌ لوحة‌ ديگري‌ نيز بر بالاي‌ پنجره‌ وسط‌ شبستان‌ نصب‌ شده‌ كه‌ حاوي‌ نام‌ سازنده‌ طاق‌ مسجد به‌ نام‌ «حاج‌ ميرزا بابا وزير» و تاريخ‌1158 هـ ق‌ مي‌باشد.

 

مسجد شيخ‌ عماد

در داخل‌ شهر اهر مسجدي‌ با سردر ساده‌ و آجري‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد كه‌ كتيبه‌اي‌ مرمرين‌ با نوشتة‌ زير در ديوار آن‌ نصب‌ شده‌ است‌:

 

حبذالطف‌ و زهي‌ فضل‌ خداوند جليل

‌ كه‌ شد مشتمل‌ حال‌ وكيل‌ بن‌ وكيل‌

باني‌ بيت‌ خدا گشت‌ و خريداري‌ كرد

بر بهشت‌ و نعمتش‌ با ثمن‌ وسعي‌ قليل‌

در هزار و دوصد و هفتاد و هفت‌

اين‌ بناي‌ خير انجام‌ رفت‌

 

ساير مساجد اهر

علاوه‌ بر مساجد جامع‌ و شيخ‌ عماد مساجد معدودي‌ در اهر موجود است‌ كه‌ از نظر قدمات‌ يا اهميت‌ ساختماني‌ به‌ پاي‌ آنهانمي‌رسد. اغلب‌ آنها به‌ دورة‌ صفوي‌ منسوب‌ هستند ولي‌ در اثر فرسايش‌ و انهدام‌ جزئي‌ ياكلي‌ تجديد بنا شده‌اند و بعضي‌ از آنهامربوط‌ به‌ تاريخ‌ معاصر مي‌باشند.

1- مسجد شكللي‌ - با در ورودي‌ بالاتر از كف‌ كوچه‌ و طاق‌ مدور آجري‌ در سردر، و سقف‌ چوبي‌ نوساخته‌ كه‌ در اول‌ كوچة‌ عطايي‌واقع‌ شده‌ است‌.

2- مسجد ابواسحق‌ - كنار رودخانه‌ در كوچه‌ ابواسحق‌ واقع‌ شده‌ و مربوط‌ به‌ دورة‌ قاجاريه‌ است‌ و با آجرهاي‌ 4*17*17 سانتيمترساخته‌ شده‌ است‌. مناره‌ها آن‌ نيز داراي‌ تزئينات‌ تخميري‌ است‌.

3- گوي‌ مسجد - مسجد كبود يا(گوي‌ مسجد) نماي‌ آجري‌ و سقف‌ تير پوش‌ ساده‌ و سردر زيبايي‌ دارد و بعلت‌ بكار رفتن‌ مقداري‌آجر لعابدار سبز و آبي‌ در سردر، به‌ مسجد كبود معروف‌ شده‌ است‌.

4 - مسجد سقّالار - يك‌ نمونة‌ كامل‌ از مساجد دورة‌ قاجار بحساب‌ مي‌آيد. اين‌ مسجد با آجر نخودي‌ و بسيار ظريف‌ ساخته‌ شده‌داراي‌ مناره‌اي‌ آجري‌ و قطور است‌.

با وجود اينكه‌ مسجد سقّالار در اواخر دوره‌ قاجار ساخته‌ شده‌ و در شبستان‌ آن‌ نوسازي‌ شده‌ و ستونهاي‌ آهني‌ دارد و كقشكن‌ ودهليز مسجد در سمت‌ چپ‌ و كنج‌ بنا ديده‌ مي‌شود نماي‌ ظاهري‌ شبستان‌ ساده‌ مي‌باشد و قسمتي‌ از مناره‌ آن‌ در گوشة‌ شمالي‌ قراردارد.

 

مسجد جامع‌ خـــروانـــــــق‌

روستاي‌ خروانق‌ از توابع‌ ورزقان‌ بوده‌ و در 45 كيلومتري‌ شمال‌غربي‌ ورزقان‌ واقع‌ شده‌ است‌. مسجد جامع‌ خروانق‌ يكي‌ از بناهاي‌تاريخي‌ و كهن‌ اين‌ روستا بشمار مي‌رود. مسجدي‌ است‌ به‌ شكل‌ مربع‌ و به‌ صورت‌ چهار طاقي‌ بنا شده‌ و گنبدي‌ كاسه‌اي‌ بر آن‌ زده‌شده‌ است‌. مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ از سنگ‌ تراشيده‌ در ازاره‌ خارجي‌، و آجر ملات‌ ساروج‌ در تمام‌ بدنه‌ بنا است‌.

پايه‌ سردر مسجد جامع‌ از سنگ‌ مرمر خوش‌تراش‌ ساخته‌ شده‌ و بر بالاي‌ سنگ‌ طاقنماي‌ سردر لوحه‌ مرمرين‌ با نبشته‌ خوش‌ خط‌ وبه‌ سبك‌ ثلث‌ در چهار سطر بر روي‌ دو قطعه‌ نصب‌ شده‌ است‌.

در كفشكن‌ مسجد جامع‌ سقاخانه‌اي‌ سنگي‌ بر ديوار شمالي‌ نصب‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ شكل‌ محراب‌ است‌ و تاريخي‌ روي‌ آن‌ (اثني‌ واربعين‌ وسبعمائه‌،742) حك‌ شده‌ است‌. كه‌ اين‌ لوح‌ و محراب‌ از چهار قطعه‌ سنگ‌ تراشيده‌ تركيب‌ يافته‌ است‌. دو قطعه‌ به‌ شكل‌پايه‌ و دو قطعه‌ به‌ عنوان‌ لچك‌ محراب‌ كه‌ تاريخ‌ فوق‌ بر بالاي‌ آن‌ نقش‌ بسته‌ است‌.

بعضي‌ از قسمتهاي‌ مسجد براثر گذشت‌ زمان‌ دچار آسيب‌ و خرابي‌ شده‌ از آن‌ جمله‌ گنبد مسجد است‌ كه‌ چندين‌ بار تعمير شده‌است‌ و يكي‌ از آن‌ تعميرها كه‌ خيلي‌ جامع‌ بوده‌ به‌ سال‌ 1051 هـ ق‌ باز مي‌گردد كه‌ به‌ دستور ابوالمظفرشاه‌ صفي‌الدين‌الحسيني‌بهادرخان‌ صورت‌ پذيرفته‌ است‌.

در ميادين‌ و كوچه‌هاي‌ روستاي‌ خروانق‌ تعدادي‌ سنگ‌ آب‌ يا حوض‌ سنگي‌ يكپارچه‌ در ابعاد و اشكال‌ مختلف‌ از بانيان‌ مسجد وحمامهاي‌ خروانق‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌. تعدادي‌ از آنها سالم‌ و هنوز كاربرد دارند و برخي‌ نيمه‌ خراب‌ و محتاج‌ تعمير مي‌باشند.

 

بقعه‌ها و مزارها

بقعة‌ شيخ‌شهاب‌الدين‌ محمود اهري‌

بقعة‌ شيخ‌شهاب‌الدين‌ در بخش‌ جنوبي‌ اهر و در محوطه‌ بسيار با صفايي‌ كه‌ بعنوان‌ تفرجگاه‌ مردم‌ مورد استفاده‌ است‌، قرار دارد.

شيخ‌شهاب‌الدين‌ محمود اهري‌ از اولاد شيخ‌شهاب‌الدين‌ سهروردي‌ بود و نسبت‌ او به‌ ابوبكر صديق‌ مي‌رسيد. شيخ‌، عارفي‌معروف‌ و محققي‌ بزرگ‌ بود كه‌ از مريدان‌ ابوالغنايم‌ «ركن‌الدين سجاسي‌» بشمار مي‌رفت‌ و از طرف‌ او به‌ اهر آمده‌، بعد از گشايش‌خانقاهي‌ به‌ هدايت‌ سالكان‌ طريقت‌ و پيروان‌ اهل‌ تصوّف‌ پرداخت‌ و به‌ درجة‌ قطب‌ نايل‌ گشت‌ و در همان‌ شهر رحلت‌ نموده‌ ومدفون‌ شد.

چون‌ شيخ‌ صفي‌الدين‌ اسحق‌ اردبيلي‌ و اولاد او (صفويان‌) نيز از مريدان‌ شيخ‌شهاب‌الدين‌ بودند، مقبرة‌ شيخ‌ را بيش‌ از پيش‌ موردتوجه‌ قرار مي‌دادند و اين‌ امر باعث‌ آباداني‌ اين‌ بقعه‌ شده‌ است‌.

ساختمان‌ بقعه‌ در محوطه‌اي‌ به‌ طول‌ 310 متر (شمالي‌ جنوبي‌) و عرض‌ 280 متر بنا شده‌ است‌. در اين‌ محوطه‌ بناهاي‌ مختلف‌ ازجمله‌ مسجد خانقاه‌ و ضمايم‌ بقعه‌ شيخ‌شهاب‌الدين‌ بنا شده‌ است‌. اين‌ مجموعه‌ در محوطه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 1497 متر مربع‌ به‌ طول‌41 متر و عرض‌ 5/36 متر بنا گشته‌ است‌، تاريخ‌ بناي‌ آن‌ را به‌ دوران‌ صفّويه‌ منسوب‌ مي‌دارند ولي‌ بعضي‌ از قسمتهاي‌ آن‌ مانندحصار سنگي‌ مقبره‌ و ضمايم‌ درب‌ ورودي‌ شرقي‌ به‌ دوران‌ قبل‌ از صفّويه‌ مربوط‌ است‌.

نماي‌ بيروني‌ آن‌ از ضلع‌ شمالي‌ به‌ ترتيب‌ داراي‌ يك‌ ايوان‌ بزرگ‌-دومناره‌ بلند- دو ايوان‌ كوچك‌ در طرفين‌ مناره‌ها و طاق‌ كوچكي‌ درانتهاي‌ شرقي‌ ضلع‌ شمالي‌ است‌ كه‌ درب‌ ورودي‌ شمالي‌ بنا نيز مي‌باشد. بغير از اين‌ موارد مسجد بزرگ‌ و خانقاه‌ معروف‌ به‌ قوشخانه‌و اطاقهاي‌ كوچك‌ در اطراف‌ بقعه‌ همينطور چيني‌خانه‌ يا چله‌ خانه‌ و مسجد كوچك‌ مي‌باشددر صحن‌ اين‌ بقعه‌ كه‌ با حصار سنگي‌بسيار زيبايي‌ محصور شده‌، آرامگاه‌ شيخ‌ بزرگوار قرار دارد. قسمتهاي مختلف‌ بناي‌ بقعه‌ به‌ شرح‌ زير است‌:

در قسمتهاي‌ شمالي‌ بنا بغير از موارد گفته‌ شده‌، ايوانهاي‌ كوچك‌ نماي‌ آجري‌ و فيلگوشها و آويزهاي‌ محدود به‌ خطوط‌ برجسته‌آجري‌ نيز ديده‌ مي‌شود.در بالاي‌ طاق‌ نماها لچكهايي‌ با كاشي‌ لعابي‌ برجسته‌ و منقوش‌ به‌ اسليمي‌ خرطوم‌ فيلي‌ قرار دارد كه‌ قسمت‌اعظم‌ آنها فرو ريخته‌ است‌.

مناره‌ها 4 متر قطر، 52/12 متر محيط‌ قاعده‌ و 18 متر ارتفاع‌ دارد و بدنه‌ آنها با كاشي‌ فيروزه‌اي‌ رنگ‌ پوشيده‌ شده‌ بوده‌ كه‌ در سال‌1355 اين‌ كاشيها كنده‌ شده‌ و به‌ جاي‌ آنها از آجر قرمز كه‌ تناسبي‌ با آجر نخودي‌ ندارد بكار رفته‌ است‌.

ارتفاع‌ ايوان‌ بزرگ‌ نيز 18 متر است‌. بدنه‌ و طاق‌ جناغي‌ آن‌ آجري‌ بوده‌ و سه‌ رديف‌ طاقچه‌ در سطوح‌ مختلف‌ دارد كه‌ 15 عددهستند. سقف‌ ايوان‌ نمايي‌ است‌ كه‌ به‌ سه‌ قسمت‌ تقسيم‌ شده‌ و بصورت‌ متن‌ اصلي‌ (آجري‌) باقي‌ مانده‌ و هيچ‌ نوع‌ تزئيناتي‌ ندارد.

ضلع‌ غربي‌ و شرقي‌ و جنوبي‌ بقعه‌ به‌ هفت‌ طاقنماي‌ جناغي‌ و جزرهاي‌ مابين‌ آنها تقسيم‌ شده‌ است‌، و در هر كدام‌ يك‌ از اين‌ اضلاع‌دربي‌ تعبيه‌ شده‌ كه‌ درب‌ ضلع‌ جنوبي‌ فقط‌ پايه‌ سنگي‌ و درب‌ شرقي‌ داراي‌ تزئينات‌ مي‌باشد.

قسمتهاي‌ مختلف‌ داخل‌ بقعه‌ از قرار زير است‌:

 

مجموعه بقعة شيخ شهاب الدين

در محوطه‌أي بزرگ به مساحت تقريبي 90 هزار متر مربع (310 × 280 متر) واقع شده دورتا دور آن حصار بلندي به ارتفاع 5/6 و قطر 5/1 متر از خشت و گل كشيده شده كه مرور زمان قسمت اعظم آن از بين رفته است .

در قسمت جنوب غربي محوطه ساختمانهايي جهت مهمانسرا ساختند و راههاي مختلف از گوشه جنوب غربي و ضلع جنوبي و اغلب قسمتهاي آن جهت حمل و نقل بوجود آورده‌اند كه به مرور زمان شكافهايي در آن ايجاد شده است در گوشه شمال شرقي محوطه بقعه در نزديك حصار دو برج مدور مخروط ناقص ساخته شده كه از خشت مي‌باشد و سه برج ديگر از مجموع پنج برج اين قسمت از محوطه در اضلاع جنوبي و غربي حصار ديده مي‌شوند.

در ضلع شرقي بقعه در خلال قسمتهاي عمده مانند: مسجد شيخ و خانگاه و راهرو، مجموعه متداخلي ساخته شده كه بنام چيني‌خانه و چله خانه موسوم است. اين مجموعه مركب از چهار اتاق در هر طبقه مي‌باشد كه طبقه اول مختص راهروها و آشپزخانه بقعه بوده است.

 

صحن‌ مسجد يا حياط‌ مقابر

صحن‌ مسجد به‌ ابعاد 90/16*15*24 متر است‌ و حاشيه‌ آن‌ سنگفرش‌ و داخلش‌ از آجر مفروش‌ مي‌باشد. ديوار صحن‌ حصاري‌ ازسنگ‌ گرانيت‌ با ديوارهاي‌ مشبك‌ جرزدار و كنگره‌دار مي‌باشد كه‌ دروازة‌ سنگي‌ با ابعاد 4/1*4/2 متر كه‌ بامقرنس‌كاري‌ در كنگره‌سراسري‌ تزئين‌ يافته‌ و نيز كبة‌ ظريف‌ ومشبك‌هاي‌ يكپارچة‌ سنگي‌ آن‌ را به‌ صورت‌ يكي‌ از زيباترين‌ آثار حجاري‌ اسلامي‌ ايران‌درآورده‌ است‌.

در داخل‌ حصار سنگي‌ و حاشية‌ صحن‌ (خارج‌ از حصار) مقابري‌ از بزرگان‌ اهر قرار داشته‌ كه‌ در زير كفپوش‌ آجري‌ مستور شده‌اند. قبرمنسوب‌ به‌ شيخ‌ محمود اهري‌ در سمت‌ شمال‌ حصار قرار دارد. بر روي‌ آن‌ سنگ‌ قبر مكعب‌ و سياهرنگي‌ به‌ ابعاد 35*22*196سانتيمتر نهاده‌ شده‌ و هيچ‌ نبشته‌اي‌ ندارد.

در ضلع‌ شمال‌ شرقي‌ و جنوبي‌ اين‌ صحن‌ بناهايي‌ به‌ ترتيب‌ زير تعبيه‌ شده‌ است‌.

الف‌) مسجد بزرگ‌ (خانقاه‌) كه‌ در ضلع‌ شمالي‌ صحن‌ واقع‌ شده‌ و در محل‌ به‌ مسجد قوشخانه‌ معروف‌ است‌ و ديوارهاي‌ اغلب‌راهروها و اطاقهاي‌ جنبي‌ آن‌ سفيدكاري‌ ساده‌، گچي‌ دارند.

ب‌) مسجد شيخ‌شهاب‌ كه‌ در ضلع‌ شرقي‌ صحن‌ قرار دارد و با طاق‌ و مقرنس‌كاري‌ كنجها و حوضچه‌ها و نغولهاي‌ منقوش‌، بنايي‌مزين‌ و كاملي‌ را نشان‌ مي‌دهد. همه‌ جاي‌ آن‌ با گچبري‌ و نقاشي‌ تزئين‌ يافته‌ و اسليمي‌هاي‌ خرطوم‌ فيلي‌ در تمام‌ سطوح‌ و خط‌كشي‌در يالهاي‌ مختلف‌، مقرنس‌ كاري‌ها، در رنگهاي‌ متناسب‌ و زيبا بر كمال‌ آن‌ مي‌افزايد. در ضلع‌ جنوبي‌ مسجد معرابي‌ با دو حاشيه‌ ويك‌ مقرنس‌كاري‌ تعبيه‌ و بالاي‌ آن‌ حديثي‌ به‌ خط‌ ثلث‌ در لوحه‌اي‌ گچبري‌ شده‌ و در سمت‌ شرقي‌ محراب‌ دست‌ خطي‌ ازشيخ‌بهاءالدين‌ عاملي‌ دانشمند بزرگ‌ دوران‌ صفوي‌ بوسيله‌ يك‌ قطعه‌ شيشه‌ قاب‌ گرفته‌ شده‌ است‌. در ضلع‌ شمالي‌ مسجد قرينه‌اي‌بر محراب‌ ساخته‌ شده‌ و زير خوانچه‌ بالاي‌ آن‌ كتيبه‌اي‌ به‌ خط‌ ثلث‌ گچبري‌ شده‌ است‌ كه‌ حكايت‌ از تعميرات‌ مسجد در سال‌ 1189هـ ق‌ دارد. در ضلع‌ جنوبي‌ صحن‌ حجراتي‌ در دو طبقه‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ اختصاص‌ به‌ زوّار و صفويان‌ داشته‌ است‌. مسجد به‌ دستور شاه‌عباس‌ ساخته‌ شده‌ است‌.

امامزاده‌ها

امامزاده‌ علي‌

در گوشة‌ جنوب‌ غربي‌ مسجد شيخ‌ عماد اهر، مقبره‌اي‌ موسوم‌ به‌ امامزاده‌ علي‌ قرار دارد. مقبره‌ به‌ صورت‌ مربع‌ 6/3*6/3 متر و به‌صورت‌ 4 طاقي‌ با گنبد مدور آجري‌ ساخته‌ شده‌ ارتفاع‌ سقف‌ در مركز گنبد از كف‌ امامزاده‌ در حدود 20/5 متر مي‌باشد.

بنا گنبدي‌ آجري‌ ساده‌ و مدور دارد كه‌ 4 فيلگوش‌ و 18 آويز دارد و نوع‌ آجر چيني‌ ساده‌ بوده‌ فقط‌ به‌ عنوان‌ تزئين‌ آجرهايي‌ در لبه‌گنبد و متن‌ فيلگوش‌ها رنگ‌آميزي‌ شده‌ است‌. قبر امامزاده‌ در وسط‌ اطاق‌ و سنگ‌ قبري‌ مرمرين‌ بر بالا و صندوق‌ مشبك‌ چوبي‌(ضريح‌) بر روي‌ خود دارد. در محل‌ بنام‌ امامزاده‌ علي‌ معروف‌ است‌ ولي‌ كسي‌ اطلاعي‌ از نسب‌ آن‌ ندارد. به‌ قولي‌ قبرشيخ‌عمادالدين‌ اهري‌ نيز هم‌ آنجا است‌.

 

بازارها

بازار اهر

اهر به‌ دليل‌ موقعيت‌ و جاذبه‌هاي‌ مختلف‌ دوران‌ وجودي‌ خود مركز خريد و فروش‌ فصلي‌ بوده‌ است‌ و داراي‌ بازار خوب‌ و زيبايي‌مي‌باشد. اين‌ بازار در عين‌ محدوديت‌ از نظم‌ و ترتيب‌ خاص‌ و دلگشايي‌ برخوردار است‌، در حالي‌ كه‌ تعداد دهانه‌هاي‌ آن‌ كمتر ازرقم‌ صد مي‌باشد. بازار اهر در عين‌ فرسودگي‌ داراي‌ تزئيناتي‌ است‌ كه‌ در كمتر بازار ديگري‌ ديده‌ مي‌شود. مقدار خيلي‌ كم‌ از اين‌تزئينات‌ در سراسر بازار مظفريه‌ تبريز آن‌ هم‌ در لچك‌ مغازه‌ها موجود است‌ اما در اين‌ بازار تمام‌ مغازه‌هاي‌ طبقه‌ دوم‌ به‌ وسيله‌ گچ‌بري‌هاي‌ زيبا و پركار از گل‌ و برگ‌ يا اسليمي‌ توريقي‌ بسيار درشت‌ تزئين‌ يافته‌ است‌.

تنوع‌ موجود در گچ‌ بري‌ و نقش‌ گل‌ها و برگهاي‌ بكار رفته‌ بيش‌ از 6 نوع‌ تركيب‌ تزئيني‌ مي‌باشد و همچنين‌ در اين‌ بازار علاوه‌ بر گچ‌بريهاي‌ متنوع‌ ابتكاراتي‌ نيز در آجر چيني‌ گنبد بكار برده‌اند. در آجر چيني‌ گنبد به‌ طور ساده‌ و با رعايت‌ تناوب‌ بند عمودي‌ آجرهاگنبد زده‌اند يعني‌ بند عمودي‌ چينه‌ ها در امتداد هم‌ قرار گرفته‌ است‌ و يك‌ حالت‌ ابتدايي‌ در عين‌ حال‌ نامأنوس‌ به‌ آن‌ داده‌ است‌.

بازار اهر در سال‌ 1321 هـ ق‌ به‌ دست‌ رشيدالملك‌ تعمير و افتتاح‌ گرديد و مرحوم‌ ملاحسن‌اديب‌اهري‌ شعر زيبايي‌ را در اين‌ موردسروده‌ است‌ كه‌ بر سنگي‌ در بازار حك‌ شده‌ است‌:

 

رشيدالملك‌ در اين‌ ملك‌ لطف‌ شايان‌ كرد

به‌ يادگار بناي‌ بزرگ‌ بنيان‌ كرد

سپس‌ براي‌ تيمن‌ به‌ نيمه‌ شعبان‌

به‌ نام‌ مهدي‌ آخر زمان‌ چراغان‌ كرد

بديهه‌ گفت‌ حسن‌ از براي‌ تاريخش‌

بناي‌ گنبد بازار مير تومان‌ كرد

 

قلعه‌ها

قلعة‌ قهقهه‌

قلعه‌ قهقهه‌ در 3 كيلومتري‌ غرب‌ روستاي‌ كئچوبه‌، از توابع‌ يافت‌ بر فراز كوهي‌ سنگي‌ واقع‌ شده‌ است‌. قلعة‌ قهقهه‌ به‌ سبب‌ استحكام‌فوق‌العاده‌ و موقعيت‌ خاص‌ خود، زندان‌ سياسي‌ خاندان‌ و پادشاهان‌ صفوي‌ بوده‌ است‌. در اين‌ زندان‌ شاهزادگاني‌ از خاندان‌ صفوي‌به‌ امر شاه‌ طهماسب‌ اول‌ چون‌ سام‌ ميرزا(پسر شاه‌ اسماعيل‌ اول‌ و برادر شاه‌) و اسماعيل‌ميرزا(پسر شاه‌ طهماسب‌ اول‌) به‌ مدت‌نزديك‌ به‌ بيست‌ سال‌ و چندين‌ نفر ديگر از بزرگان‌ محبوس‌ بودند.

از دامنة‌ كوه‌ تا فراز قلعه‌، راهي‌ تنگ‌ و سر بالا به‌ طول‌ 3 كيلومتر وجود داشت‌ كه‌ يك‌ شخص‌ مدافع‌ مي‌توانست‌ به‌ آساني‌ از آن‌ دفاع‌كند. اين‌ قلعه‌، از سه‌ حصار متداخل‌ تركيب‌ يافته‌ است‌. حصارها علاوه‌ بر تعيين‌ حدود قلعه‌، جهت‌ تكميل‌ ديواره‌هاي‌ سنگي‌ كوه‌تعببيه‌ شده‌ است‌ هر حصاري‌ يك‌ دروازه‌ دارد و حصار اصلي‌، داراي‌ چهار برج‌، و دروازه‌ آن‌ داراي‌ دو برج‌ 5 ضلعي‌ و طاق‌ هلالي‌ وبعد از دروازه‌، يك‌ راهرو به‌ عرض‌ 5/2 متر و ارتفاع‌ 3 متر با طاق‌ هلالي‌ مي‌باشد.

مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ شبيه‌ قلعه‌ دختر ميانه‌ و قلعه‌ نودوز، از سنگهاي‌ رسوبي‌ آجري‌ و كرمي‌ رنگ‌ كاملاً تراشيده‌ با ملات‌ آهك‌ و گچ‌است‌. در اين‌ قلعه‌ پنج‌ استخر در بدنة‌ كوه‌ كنده‌ شده‌ است‌ و در سمت‌ بالاي قلة‌ كوه،‌ اطاقهايي‌ با پايه‌هاي‌ قطور با آجر و سنگ‌ ساخته‌ شده‌كه‌ مخصوص‌ فرمانده‌ قلعه‌ (كوترال‌) بوده‌ است‌.

زندان‌ قلعه‌ قهقهه‌ اطاقي‌ است‌ در بدنه‌ كوه‌ كه‌ سه‌ ديوار آن‌ پرتگاه‌ بوده‌ و از سه‌ طرف‌ به‌ داخل‌ قلعه‌ راه‌ دارد. در سمت‌ شمال‌غربي‌قلعه‌، برج‌ هشت‌ ضلعي‌ براي‌ ديدباني‌ ساخته‌ شده‌ است‌.

 

قلعة‌ نودوز

يكي‌ از قلعه‌هاي‌ مهم‌ و با ارزش‌ قراداغ‌ (ارسباران‌) قلعه‌ نودوز يا نقدوز است‌ كه‌ در كوهستان‌ مابين‌ اهر و مشگين‌ شهر در گردنة‌ راه‌شوسة‌ اهر - خياو(مشگين‌ شهر) و در سمت‌ شرقي‌ روستاي‌ نودوز قرار دارد، و برقلة‌ كوه‌ مرتفعي‌ مشرف‌ بر رودخانه‌ (اهر چاي‌) بناشده‌ است‌. اين‌ قلعه‌ در محوطه‌ محدودي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ساير قلعهه‌ها مانند بز و قهقهه‌ و جوشين‌ دارد و بسيار كوچك‌ ساخته‌ شده‌است‌ و بر كوهستان‌ مابين‌ اهر و مشگين‌ شهر تسلط‌ نظامي‌ دارد. نقش‌ اصلي‌ اين‌ قلعه‌ از نظر موقعيت‌ وظيفه‌ ديده‌باني‌ آن‌ منطقه‌ بوده‌است‌. نفوذ بر قلعه‌ از يال‌ شمالي‌ امكان‌پذير است‌ ولي‌ با ايجاد ديواره‌ بلندي‌ كه‌ بر صخره‌ ديواره‌ مانند كوه‌ نهاده‌ شده‌ راه‌ نفوذ به‌ آن‌بسته‌ شده‌ است‌.

بدنه‌ برج‌ قلعه‌ نودوز به‌ ارتفاع‌ تقريبي‌ 11 متر بوده‌ و مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ از سنگ‌ رسوبي‌ به‌ رنگ‌ كرم‌ و آجري‌ تراشيده‌ و ملات‌ گچ‌ وآهك‌ مي‌باشد. اغلب‌ برجها و ديواره‌ها را در قلعه‌هايي‌ مانند نودوز و نظاير آن‌ بر بدنه‌ سنگي‌ كوه‌ استوار كرده‌ و خود را از پي‌ريزي‌ وپايه‌گذاري‌ در زمين‌ سست‌ بي‌نياز كرده‌ و خطر نقب‌ زني‌ را به‌ حداقل‌ امكان‌ رسانده‌اند.

جبهه‌ غربي‌ قلعه‌ نودوز و برجهاي‌ آن‌ به‌ ارتفاع‌ تقريبي‌ 9 متر بوده‌ و تمام‌ برجها و باروهاي‌ آن‌ با سنگ‌ رسوبي‌ آجري‌ و ملات‌ گچ‌ وآهك‌ و قسمت‌ بالايي‌ و ديواره‌ها با خشت‌ خام‌ ساخته‌ شده‌ است‌ و با يك‌ محاسبة‌ ساده‌ معلوم‌ مي‌شود كه‌ چندين‌ متر از ارتفاع‌ديواره‌ها به‌ مرور زمان‌ ريخته‌ و كاسته‌ شده‌ است‌.

در داخل‌ قلعه‌، براي‌ تأمين‌ آب‌ آشاميدني‌ مدافعان‌ و سربازان‌ مستقر در آن‌، حوضچه‌ هايي‌ در بدنة‌ سنگي‌ كوه‌ (علاوه‌ بر آب‌ انبارها وچاههاي‌ آب‌) تهيه‌ شده‌ و آخرين‌ قطره‌ باران‌ را در آن‌ جمع‌ مي‌كردند. در اولين‌ نگاه‌ در داخل‌ قلعه‌ حوض‌ مكعب‌ مستطيلي‌ كه‌ درصخره‌ كوه‌ تعبيه‌ شده‌ و به‌ نظر مي‌رسد، براي‌ رساندن‌ آب‌ به‌ آب‌ انبارها، ناوي‌ بر سطح‌ فوقاني‌ صخره‌ كوه‌كنده‌ شده‌ كه‌ آب‌ باران‌ را به‌حوضچه‌ هدايت‌ مي‌كند و بر ساير سطوح‌ حوضچه‌ نيز چنين‌ جوي‌ هايي‌ تعبيه‌ شده‌ است‌.

 

لعة‌ علي‌بيك‌

در غربي‌ترين‌ نقطه‌ كوهستاني‌ قراداغ‌ يا ارسباران‌ و در يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ ديدني‌ آذربايجان‌ در ساحل‌ جنوبي‌ رود ارس‌ و درميان‌ كوهستان‌ كامتال‌ و در بلندترين‌ نقطه‌اش‌ به‌ نام‌ بورداشي‌ قلعه‌ معروف‌ آذربايجان‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ در ميان‌ مردم‌ وعلاقمندان‌ به‌ طبيعت‌ و تاريخ‌ آذربايجان‌ به‌ قلعه‌ علي‌ بيك‌ معروف‌ مي‌باشد. به‌ عقيده‌اكثر محققان‌ و قلعه‌ شناسان‌، قلعه‌ علي‌بيك‌يكي‌ از 55 قلعه‌ و استحكامات‌ بابك‌ بوده‌ است‌ كه‌ در نبرد خود با اعراب‌ و سربازان‌ خلفاي‌ عباسي‌ از اين‌ قلعه‌ها استفاده‌ مي‌كرده‌است‌. فاصلة‌ قلعه‌ از تبريز 222 كيلومتر و از هادي‌ شهر 82 كيلومتر مي‌باشد. نوع‌ معماري‌ قلعه‌ در مقايسه‌ با ساير قلعه‌هاي‌ آذربايجان‌از نظر بكارگيري‌ مصالح‌ ساختماني‌ و سيستم‌ بناي‌ قلعه‌ به‌ اواخر دورة‌ اشكانيان‌ و اوايل‌ دورة‌ ساسانيان‌ مربوط‌ مي‌شود كه‌ در طي‌قرنها و تا قيام‌ بابك‌ اين‌ قلعه‌ پابرجا بوده‌ است‌. قلعة‌ علي‌ بيك‌ به‌ نام‌ يكي‌ از خوانين‌ فراري‌ و ياغي‌ منطقه‌ قفقاز و قراباغ‌، كه‌ در دورة‌صفويه‌ از ظلم‌ و ستم‌ حكام‌ آن‌ منطقه‌ به‌ آذربايجان‌ پناهنده‌ شده‌ بود معروفيت‌ يافته‌ است‌ و به‌ علت‌ استفاده‌ مداوم‌ او از اين‌ قلعه‌ به‌نام‌ «علي‌بيك‌ قالاسي‌» معروف‌ شده‌ است‌. سبك‌ بنا و نوع‌ معماري‌ اين‌ قلعه‌ تا حدودي‌ شبيه‌ قلعة‌ بابك‌ و قلعة‌ آوارسين‌ است‌ ومصالحش‌ سنگ‌ لاشه‌ و ملات‌ ساروج‌ مي‌باشد. البته‌ در قسمتهايي‌ از قلعه‌ از آجر نيز استفاده‌ شده‌ است‌ كه‌ بيانگر آن‌ است‌، كه‌ دردورة‌ ساسانيان‌ و اوايل‌ تمدن‌ اسلامي‌ نيز عمليات‌ ساختماني‌ در اين‌ قلعه‌ ادامه‌ داشته‌ است‌.

اجزاي‌ ساختمان‌ قلعه‌ علي‌بيك‌ مركب‌ از سه‌ اطاق‌ و يك‌ تالار جهت‌ اقامت‌ سربازان‌ و مدافعان‌ بوده‌ كه‌ در طبقه‌ دوم‌ آن‌ اقامت‌مي‌كردند و زيرزمين‌ قلعه‌ جهت‌ آخل‌ و اصطبل‌ اسبان‌ اختصاص‌ داشته‌ است‌.

درب‌ ورودي‌ قلعه‌ كه‌ آثاري‌ از بقاياي‌ آن‌ هنوز هم‌ به‌ جا مانده‌ است‌ از يك‌ طاق‌ ضربي‌ با سنگهاي‌ تراشيده‌ تشكيل‌ يافته‌ است‌ و دركنار محوطه‌ ساختمان‌ به‌ فاصلة‌ كمتري‌ از يكديگر، تعدادي‌ حوضچه‌ ساخته‌ شده‌ بود تا با ذخيرة‌ كردن‌ آبهاي‌ برف‌ و باران‌، نيازسربازان‌ خود را تأمين‌ كند.

ساختمان‌ قلعه‌ در داخل‌ بريدگيها و روي‌ صخره‌هاي‌ كوهستاني‌ طوري‌ بنا شده‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ آن‌ غير از دو راه‌ كوهستاني‌، مقدورنيست‌. اين‌ دو راه‌ يكي‌ از سمت‌ جنوب‌ غربي‌ از مسير رودخانة‌ دستجرد بوده‌ و راه‌ دوم‌ از سمت‌ شمال‌شرقي‌ از درة‌ انجرلي‌ مي‌باشدو بقيه‌ راهها به‌ پرتگاههاي‌ بسيار عميق‌ و تند منتهي‌ مي‌شوند.

 

قلعه‌ آغجه‌ (ورزقان‌)

اين‌ قلعه‌ تاريخي‌ را شايد به‌ خاطر رنگ‌ ديواره‌ها و برجهاي‌ سفيدش‌ كه‌ با ملات‌ آهكي‌ سفيد در قلة‌ كوهي‌ سبزفام‌ ساخته‌ شده‌ است‌«آغجاقالا» مي‌گويند و در فاصلة‌ 50 كيلومتري‌ شمال‌غربي‌ شهر ورزقان‌ واقع‌ شده‌ است‌. موقعيت‌ جغرافيايي‌ و مكاني‌ قلعه‌ و نوع‌معماري‌ و كاربرد اين‌ قلعه‌ نيز شبيه‌ به‌ ديگر قلعه‌هاي‌ تاريخي‌ آذربايجان‌ مي‌باشد.

آغجاقلا بر بالاي‌ تپه‌اي‌ تقريباً بلند بنا شده‌ و جبهه‌هاي‌ شمالي‌ و شرقي‌ و غربي‌ آن‌ را پرتگاههاي‌ كوهستاني‌ مشرف‌ به‌ جنگل‌ احاطه‌كرده‌ است‌ و جبهة‌ جنوبي‌ كه‌ شايد يكي‌ از دروازه‌هاي‌ ورودي‌ قلعه‌ مي‌باشد به‌ صورت‌ پرتگاه‌ نبوده‌ بلكه‌ تپة‌ سرازيري‌ كم‌ شيبي‌ كه‌ براثر گذشت‌ ايام‌ و فرسايش‌ از حالت‌ ديواره‌ بلند به‌ سراشيبي‌ كم‌ شيب‌ تبديل‌ كرده‌ است‌. آنچه‌ در حال‌ حاضر از آغجه‌ قالا باقي‌ مانده‌تعداد 8 برج‌ مدور نيم‌ استوانه‌اي‌ و تعداد 11 قطعه‌ ديواره‌ كلفت‌ و عريض‌ سنگي‌ مي‌باشد. تمام‌ قسمتهاي‌ داخلي‌ و شمالي‌ برجها 4متر است‌. و مصالح‌ ساختماني‌ بكار رفته‌ در برجها كلاً سنگهاي‌ لاشه‌اي‌ تيشه‌اي‌ است‌ و ملات‌ ديواره‌ و برجها از ساروج‌ سفيد رنگي‌است‌ كه‌ بيش‌ از همه‌ در تركيبات‌ آن‌ آهك‌ بكار رفته‌ است‌.

ديواره‌هاي‌ قلعه‌ به‌ عرض‌ 2 متر و ارتفاع‌ 3 تا 4 متر كه‌ قسمتي‌ از آن‌ باقي‌ مانده‌ و بخشي‌ از آنها فرو ريخته‌ و مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ درچندين‌ منطقه‌ اطراف‌ و جوانب‌ قلعه‌ پراكنده‌ شده‌ است‌.

در سمت‌ جنوبي‌ قلعه‌، تعداد 5 برج‌ نگهباني‌ در حال‌ حاضر باقي‌ مانده‌ است‌ و 3 برج‌ بقيه‌ در سه‌ گوشه‌ قلعه‌ ساخته‌ شده‌ است‌. تمام‌اين‌ برجها و باروهاي‌ بسيار محكم‌ و عريض‌ در ساليان‌ اوليه‌ احداث‌ به‌ يكديگر مربوط‌ بوده‌اند و كاملاً مشخص‌ است‌ كه‌ نگهبانان‌ درروي‌ ديوارها حركت‌ و رفت‌ و آمد داشتند. آنچه‌ از قسمت‌ شمالي‌ قلعه‌ باقي‌ مانده‌، بقاياي‌ درگاه‌ و دروازة‌ ورودي‌ آن‌ بوده‌ كه‌ ازطاقهاي‌ ضربي‌ ديواره‌ها و عرض‌ و طول‌ فاصلة‌ آنها و قرينه‌ بودن‌ ديواره‌هاي‌ جانبي‌ درگاه‌، مشخص‌ مي‌باشد. ورود به‌ قلعه‌ از جبهه‌جنوبي‌ نيز با عبور از پلكان‌هاي‌ مسير بوده‌ كه‌ تمامي‌ آنها ويران‌ شده‌ و مقداري‌ از آثار و مكان‌ پلكانها بجا مانده‌ است‌.

محوطه‌ قلعه‌ در محدوده‌اي‌ به‌ وسعت‌ 150 متر در 200 متر و به‌ مساحت‌ كلي‌ 3000 متر مربع‌ تخمين‌ زده‌ شده‌ است‌. ساختمان‌قلعه‌ در دو قسمت‌ اصلي‌ از هم‌ متمايز و جدا بنا شده‌ است‌ قسمت‌ شرقي‌ قلعه‌ داراي‌ چندين‌ اطاقها به‌ آن‌ تالار راه‌ ارتباطي‌ وجودداشته‌ است‌.

در احداث‌ بنا از سه‌ نوع‌ مصالح‌ استفاده‌ شده‌ كه‌ هركدام‌ بيانگر دوره‌اي‌ از ايام‌ باستان‌ و چند مرحله‌اي‌ بودن‌ ساخت‌ قلعه‌ مي‌باشد.اين‌ مصالح‌ سنگ‌ لاشه‌ و ملات‌ ساروج‌ مربوط‌ به‌ دورة‌ اشكانيان‌، آجرهاي‌ خشتي‌ مربوط‌ به‌ دورة‌ ساسانيان‌ و ملات‌ گچ‌ براي‌ دورة‌اسلام‌ به‌ بعد، مي‌باشد.

در داخل‌ قلعه‌ قبرهايي‌ نيز ديده‌ مي‌شود كه‌ تعدادي‌ از آنها به‌ اميد يافتن‌ آثار عتيقه‌ توسط‌ كاوشگريهاي‌ غير مجاز زير و رو شده‌ است‌،كه‌ در اطراف‌ آنها مقداري‌ استخوان‌ و سفال‌ شكسته‌ ديده‌ مي‌شود.

آغجا قلعه‌ نيز يك‌ قلعه‌ نظامي‌ و دفاعي‌ بوده‌ كه‌ به‌ خاطر جلوگيري‌ از هجوم‌ دشمنان‌ به‌ منطقه‌ ساخته‌ شده‌ است‌.

 

قلعه‌ جوشين(ورزقان)‌

قلعه‌ تاريخي‌ جوشين‌ در دهستان‌ ديزمار شرقي‌ از توابع‌ ورزقان‌ قرار دارد و 26 كيلومتري‌ غرب‌ ورزقان‌ و در 6 كيلومتري‌ روستاي‌جوشين‌ بنا شده‌ است‌. اين‌ قلعه‌ نيز در يك‌ منطقه‌ صعب‌ العبور بنا شده‌ كه‌ يك‌ يا دو نفر به‌ سختي‌ مي‌توانند از گذرگاه‌ تنگ‌ آن‌ عبوركنند. و بر خلاف‌ ساير قلعه‌ها كاملاً جنبة‌ تدافعي‌ دارد به‌ اين‌ جهت‌ حداقل‌ اطاقهاي‌ سرپوشيده‌ را جهت‌ زندگي‌ و اسكان‌ سربازان‌تهيه‌ ديده‌اند. اغلب‌ اطاقها سنگ‌ و ملات‌ گچ‌ و آهك‌ ساخته‌ شده‌اند.

جالبترين‌ مسئله‌ در اين‌ قلعه‌ استفاده‌ همه‌ جانبه‌ از بدنة‌ كوه‌ و پرتگاههاي‌ آن‌ جهت‌ برج‌ و باروهاي‌ قلعه‌ مي‌باشد كه‌ باعث‌ تسلط‌ كامل‌نگهبانان‌ قلعه‌ به‌ تمام‌ جوانب‌ منطقه‌ و گذرگاههاي‌ عبور و مرور شده‌ است‌.

در اين‌ قلعه‌ نيز چون‌ ساير قلعه‌هاي‌ منطقه‌ حوضچه‌هايي‌ جهت‌ جمع‌ آوري‌ آب‌ باران‌ تعبيه‌ شده‌ است‌ كه‌ تعدادشان‌ به‌ هفت‌ عددمي‌رسد.

در كند و كاوهاي‌ به‌ عمل‌ آمده‌ در قلعه‌، سفالهايي‌ پيدا شده‌ كه‌ به‌ هزارة‌ اول‌ قبل‌ از اسلام‌ و قرون‌ اوليه‌ اسلام‌ تعلق‌ دارند و با اين‌استدلال‌ زمان‌ ساخت‌ قلعه‌ به‌ دورة‌ اشكانيان‌ باز مي‌گردد.

 

قلعة‌ سقندل‌

اين‌ قلعه‌ در روستاي‌ سقندل‌ (در 28 كيلومتري‌ غرب‌ شهرستان‌ اهر) واقع‌ شده‌ است‌. مهمترين‌ سنگ‌ نبشته‌ و بقاياي‌ قلعة‌ اورارتويي‌ درآن‌ واقع‌ است‌. از قلعه‌ فقط‌ آثاري‌ از برج‌ و بارو و حصاري‌ كه‌ شايد متعلق‌ به‌ يك‌ قلعه‌ همزمان‌ اورارتويي‌ها بوده‌ باقي‌ مانده‌ است‌. در اين‌قلعه‌ مقدار زيادي‌ ظروف‌ سفالين‌ با روكش‌ قرمز رنگ‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌ كه‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ هشتم‌ قبل‌ از ميلاد مي‌باشد و بر اساس‌محتوي‌ كتيبه‌ سقندل‌ اين‌ قلعه‌ بدستور «ساردور دوم‌» در جوار قلعة‌ قديمي‌ ساخته‌ شده‌ است‌ و تشكيلات‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از: يك‌قلعة مركزي‌ كه‌ در مرتفعترين‌ سطح‌ بنا شده‌ و هنوز آثاري‌ از راه‌ وصول‌ به‌ آن‌ نمايان‌ است‌،در سمت‌ شمال‌ در كنار حصاري‌ كه‌ به‌ دور قلعه‌ كشيده‌ شده‌ تاسيساتي‌ وسيع‌ وجود داشته‌ است‌. قلعه‌ مذكور در سكين‌ دل‌ (سقندل‌) از جمله‌ بزرگترين‌ استحكامات‌ اوراراتويي‌ درايران‌ بشمار مي‌رفت‌، رشته‌ ديوارهاي‌ قلعه‌، بسيار ضخيم‌ و محكم‌ و منظم‌ ساخته‌ شده‌ است‌.

در طول‌ ديوارها پيشامدگي‌هاي‌ معمول‌ بناهاي‌ اورارتوئي‌ و در گوشه‌هاي‌ ديوارها برجستگيهاي‌ مضاعف‌ «برج‌ نما» ديده‌ مي‌شود.

در بين‌ مردم‌ محل‌ اين‌ قلعه‌ به‌ ارمني‌ نشين‌ مشهور بوده‌ است‌ كه‌ مردمان‌ آن‌ به‌ كارهاي‌ آهنگري‌ مشغول‌ بوده‌اند و با توجه‌ به‌ مهارت‌اورارتويي ها و ارامنه‌ در صنعت‌ فلزكاري‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ اين‌ صحت‌ داشته‌ باشد.

 

قلعة‌ پشتو

قلعة پشتو قلعة‌ تاريخي‌ و نظامي‌ مهمي‌ است‌ كه‌ بر روي‌ يكي‌ از كوههاي‌ بلند هشته‌ سرياهشتاد سر بخش‌ هوراند از توابع‌ اهر بنا شده‌است‌. نام‌ اين‌ قلعه‌ از روستاي‌ پشتاب‌ گرفته‌ شده‌ و در زبان‌ محاوره‌اي‌ مردم‌ و محل‌ به‌ پشتو يا پيشدو تبديل‌ شده‌ است‌.

اين‌ قلعه‌ در ارتفاعات‌ كوه‌، طوري‌ بنا شده‌ كه‌ چون‌ سكوي‌ ديدباني‌ بر تمام‌ اطراف‌ خود مسلط‌ است.‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ قلعه‌ بايد ازجنگل‌ پشتاب‌ گذشته‌ و از سربالايي‌ تندي‌ بالا رفت‌. قلعه‌ بصورت‌ شمالي‌ جنوبي‌ بناشده‌ و راه‌ ورود به‌ قلعه‌ تنها از راه‌ باريك‌ بسيارخطرناكي‌ است‌ كه‌ در اين‌ راه‌ تعدادي‌ پلكان‌ از جنس‌ صخره‌هاي‌ كوهستان‌ كنده‌ شده‌ است‌ و قلعه‌ بر روي‌ تخته‌ سنگ‌ بسيار مرتفع‌ وبزرگي‌ ساخته‌ شده‌ است‌ كه‌ ابهت‌ و زيبايي‌ منحصر بفردي‌ دارد.

سه‌ طرف‌ قلعه‌ پرتگاههاي‌ عميقي‌ قرار دارد و بالا رفتن‌ از ديوارهاي‌ آن‌ غيرممكن‌ است‌. براي‌ صعود به‌ بالاي‌ تخته‌ سنگ‌ و محل‌بناي‌ قلعه‌ بايد از ديوارة‌ سمت‌ شمالي‌ و از راه‌ بز رو عبور كرد و با عبور از روي‌ سنگها، پله‌هاي‌ بسيار زيبايي‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ بامهارت‌ تمام‌ روي‌ يال‌ باريك‌ و تيغه‌ مانند قلعه‌ و از جنس‌ همان‌ سنگهاي‌ كوهستان‌ كنده‌ شده‌اند كه‌ راه‌ ورودي‌ قلعه‌ محسوب‌مي‌شوند. بعد از گذر از اين‌ پله‌ها به‌ ديوارة‌ سنگي‌ باريكي‌ مي‌رسيم‌ كه‌ ده‌ متر طول‌ دارد. گذر از اين‌ ديواره‌ نياز به‌ دقت‌ فراوان‌ دارد وپس‌ از آن‌ محوطه‌ قلعه‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ خرابه‌هاي‌ باقيمانده‌، اطاقكهايي‌ نسبتاً بزرگ‌ كه‌ در روي‌ سنگ‌ كنده‌ شده‌ و هر يك‌كاربردي‌ خاص‌ از قبيل‌ زندان‌، اصطبل‌ و انبار دارند.

در بالاترين‌ نقطه‌ قطعه‌ زمين‌ مسطحي‌ است‌ كه‌ احتمالاً عمارت‌ و ساختمانهاي‌ اصلي‌ قلعه‌ در اين‌ محوطه‌ بنا شده‌ بوده‌ و فقط‌تعدادي‌ از سنگهاي‌ تراشيده‌ در اشكال‌ يكسان‌ از آنها باقي‌ مانده‌ است‌.

قدمت‌ قلعة‌ پشتو بنابه‌ عقيدة‌ بعضي‌ از مورخان‌ به‌ دورة‌ قبل‌ از اسلام‌ يعني‌ دورة‌ اشكانيان‌ و ساسانيان‌ مي‌رسد و در دورة‌ اسلامي‌ وتسلط‌ خلفاي‌ عباسي‌ از جمله‌ قلعه‌هاي‌ مورد استفاده‌ توسط‌ بابك‌ بوده‌ است‌.

 

كاروانسراها

كاروانسراهاي‌ شاه‌ عباسي‌ گويجه‌ بئل‌

گردنة‌ گويجه‌ بئل‌ در 93 كيلومتري‌ تبريز و 22 كيلومتري‌ اهر قرار دارد. در اين‌ ناحيه‌ دو كاروانسراي‌ قديمي‌ وجود دارد كه‌ مورداستفاده‌ كاروانيان‌ در زمستانها قرار مي‌گرفته‌ است‌. از تبريز به‌ اهر، ابتدا به‌ كاروانسراي‌ علياي‌ گردنه‌ بر مي‌خوريم‌ كه‌ در محلي‌ بفاصله‌3 كيلومتر از ابتداي‌ گردنه‌ ساخته‌ شده‌ است‌، محل‌ بناي‌ كاروانسرا، دامنه‌ كوه‌ و جايي‌ است‌ كه‌ كمتر در معرض‌ كولاك‌ برف‌ و طوفانهاقرار مي‌گيرد ابعاد بنا 21*30 متر مي‌باشد و سقف‌ تمام‌ حجرات‌ ضربي‌ آجري‌ و در نوع‌ مدور در پنج‌ رديف‌ تعبيه‌ شده‌ است‌.

درب‌ ورودي‌ در انتهاي‌ غربي‌ ضلع‌ جنوبي‌ آن‌ تعبيه‌ شده‌ كه‌ از آن‌ وارد دهليز مربع‌ شكل‌ بزرگ‌ به‌ ابعاد 85/2*85/2 متر مي‌گردد ودر جانب‌ شرقي‌ و شمالي‌ آن‌ حجراتي‌ ساخته‌ شده‌ است‌. تمام‌ اين‌ كاروانسرا سرپوشيده‌ است‌ و حياط‌ ندارد. مصالح‌ ساختماني‌مورد استفاده‌ در اين‌ بنا عبارت‌ است‌ از: سنگ‌ تراشيده‌ در بدنه‌ خارجي‌ همچنين‌ پايه‌و پي‌ تمام‌ ديوارها از سنگ‌ لاشه‌ و تراشيده‌ساخته‌ شده‌ است‌. بدنه‌ داخلي‌ ديوارهاي‌ بنا و ضربي‌ گنبدها با آجر ساخته‌ شده‌ و ملات‌ گچ‌ و آهك‌ در تمام‌ ساختمان‌ بكار رفته‌است‌.

كاروانسراي‌ دوم‌ (سفلي‌) به‌ فاصلة‌ 7 كيلومتر از كاروانسراي‌ عليا واقع‌ شده‌ و محل‌ آن‌ در محوطه‌اي‌ مسطح‌ مشرف‌ به‌ رودخانه‌مي‌باشد. اين‌ كاروانسرا محوطة‌ بزرگتر و گسترده‌تري‌ را در بر گرفته‌ و از دو قسمت‌ تشكيل‌ شده‌ است‌

1- حياط‌ كاروانسرا با ديوارهاي‌ سنگي‌ به‌ قطر 2 متر (بقاياي‌ كمي‌ از آن‌ باقي‌ مانده‌ است‌)، يك‌ حلقه‌ چاه‌، چندين‌ آب‌ انبار و زيرزمين‌

2- قسمت‌ مسقف‌ كه‌ متشكل‌ از حجرات‌ متعددي‌ است‌. تعداد اين‌ حجره‌ها 7 واحد است‌ كه‌ با طاق‌ ضربي‌ در قسمت‌ جنوبي‌كاروانسرا تركيب‌ يافته‌ است‌. ابعاد حجرات‌ تقريباً 5/4*5/4*12 متر است‌.

در گوشة‌ شمال‌ غربي‌ حياط‌ كاروانسرا دو آب‌ انبار مجاور هم‌ و يك‌ حلقه‌ چاه‌ تعبيه‌ شده‌ كه‌ آثاري‌ از آنها باقيست‌ درب‌ ورودي‌كاروانسرا (قسمت‌ مسقف‌) در حدود 14*37 متر است‌ ولي‌ با ضميمة‌ حياط‌ مربعي‌ با اضلال‌ 37 متر بدست‌ مي‌آيد مصالح‌ساختماني‌ اين‌ كاروانسرا نيز مانند كاروانسراي‌ علياي‌ گردنه‌ بوده‌ و نوع‌ بنا و مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ و سبك‌ معماري‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌هر دو بنا همزمان‌ ساخته‌ شده‌ است‌.

 

تپه‌هاي‌ باستاني‌

منطقه‌ تاريخي‌ قوبول‌ دره‌سي‌

قوبول‌ دره‌سي‌ در يك‌ كيلومتري‌ غرب‌ روستاي‌ چناب‌ از توابع‌ هوراند. در دو كيلومتري‌ جادة‌ اهر كليبر در پشت‌ كوه‌ سنگي‌ مرتفع‌واقع‌ شده‌ و در مقابل‌ آن‌ كوه‌ هشت‌ سر كه‌ به‌ روايتي‌ مسكن‌ اصلي‌ بابك‌ خرمدين‌ بوده‌ قرار دارد.

تپة‌ تاريخي‌ اژدهاداشي‌ در اين‌ دره‌ قرار دارد. علاوه‌ بر آن‌ در سمت‌ جنوب‌ و شرق‌ روستاي‌ آب‌كندي‌، عمودي‌ از فرسايش‌ رودخانه‌بوجود آمده‌ كه‌ در حدود 2 كيلومتر طول‌ و بيش‌ از 150 متر ارتفاع‌ دارد. بر بدنه‌ و بالاي‌ آن‌ غارهايي‌ موجود است‌ كه‌ به‌ گفتة‌ اهالي‌ هركدام‌ از اين‌ غارها بيش‌ از 2 هزار نفرگنجايش‌ دارد. همچنين‌ در سمت‌ شرقي‌ روستا در پشت‌ آب‌ كند نامبرده‌، زيارتگاهي‌ بنام‌ «جال‌تالان‌» وجود دارد.

بر روي‌ تپه‌هاي‌ قوبول‌ دره‌سي‌ حفاري‌ و تخريب‌هاي‌ ناهنجاري‌ صورت‌ گرفته‌ و تعداد قابل‌ توجهي‌ مجسمه‌هاي‌ سنگي‌ بيرون‌ ريخته‌است‌. مجموعه‌ اين‌ مجسمه‌ها كه‌ از صد عدد بيشتر است‌. اكثراً صورت‌ مردان‌ جنگي‌ دارند كه‌ دست‌ بر سينه‌ ايستاده‌اند ولي‌ درمحلي‌ پيدا شده‌اند كه‌ در سينه‌ كوه‌ غارهاي‌ وسيعي‌ وجود دارد. همچنين‌ در قوبول‌ دره‌سي‌ ميداني‌ بنام‌ هوشنگ‌ شاه‌ (لشكرگاه‌) ومعبدي‌ بنام‌ جال‌ تالان‌ كه‌ مي‌تواند بازمانده‌اي‌ از يك‌ آتشكده‌ باشد وجود دارد.

علاوه‌ بر مجسمه‌هاي‌ سنگي‌ مردان‌ جنگي‌، مجسمه‌هاي‌ ديگري‌ به‌ شكل‌ گاو يا افراد غير نظامي‌ از اين‌ منطقه‌ كشف‌ مي‌گردد كه‌نمي‌توان‌ هويت‌ دقيق‌ محل‌ را تعيين‌ نمود. از طرف‌ ديگر در اين‌ ناحيه‌ مقابري‌ وجود دارد كه‌ سفالهايي‌ از درون‌ آنها به‌ دست‌ آمده‌ ومنسوب‌ به‌ هزاره‌ اول‌ و دوّم‌ قبل‌ از ميلاد مي‌باشد.

در سمت‌ غربي‌ محل‌ مجسمه‌ها، قبري‌ قديمي‌ حفاري‌ شده‌ كه‌ كاملاً آسيب‌ ديده‌ و خراب‌ شده‌ است‌، امتداد گورشمالي‌ جنوبي‌ بوده‌و جز مقداري‌ استخوان‌ آدمي‌ و چند قطعه‌ سنگ‌ چيزي‌ بر جاي‌ نمانده‌ است‌. در مشرق‌ محل‌ حفاري‌ شده‌ مقاديري‌ سنگهاي‌ لاشه‌ساختماني‌ به‌ صورت‌ پراكنده‌ ديده‌ مي‌شود احتمالاً باقيمانده‌ بنايي‌ چون‌ معبد، قلعه‌ يا كارگاه‌ مجسمه‌ سازي‌ باشد.

 

تپه‌ اژدهاداشي‌

در دشت‌ لشكرگاه‌ هوراند تپة‌ بسيار كوچك‌ به‌ شعاع‌ تقريبي‌ 15 و ارتفاع‌ 5/1 متر وجود دارد. در اصطلاح‌ محلي‌ به‌ اين‌ تپه‌اژدهاداشي‌ (سنگ‌ اژدها) مي‌گويند و معروفيت‌ تپه‌ به‌ اين‌ نام‌ از آنجا ناشي‌ شده‌ است‌ كه‌ دو آن‌ سنگي‌ نيم‌ تراشيده‌ به‌ صورت‌ سنگ‌افراشتها بوده‌ كه‌ شكل‌ اژدها داشته‌ است‌.

از اين‌ تپه‌ آثار مختلف‌ از جمله‌ قطعات‌ شكسته‌ سفال‌ و سنگ‌ چخماق‌ مربوط‌ به‌ قرون‌ اوليه‌ هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد يك‌ قطعه‌ گل‌آجري‌ قالبي‌ 24 پر پيدا شده‌ كه‌ 8 پر آن‌ باقي‌ مانده‌ است‌. ضخامت‌ اين‌ قطعه‌ 5/8 سانتيمتر و شعاع‌ آن‌ 132 سانتيمتر مي‌باشد. اين‌قطعه‌ به‌ موزة‌ آذربايجان‌ انتقال‌ يافته‌ است‌.

تپه‌ باستاني‌ آغامان‌ تپه‌سي‌

اين‌ تپه‌ در روستاي‌ شكرلو و در 30 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ هوراند و در كنار شرقي‌ رودخانه‌ «جين‌سو» واقع‌ شده‌ است‌ قدمت‌ اين‌ تپه‌به‌ دورة‌ اشكانيان‌ و قرون‌ اوليه‌ اسلام‌ منسوب‌ است‌ و با شماره‌ 624 به‌ ثبت‌ رسيده‌ است‌.

 

تپه‌ باستاني‌ مطلب‌ تپه‌سي‌

اين‌ تپه‌ در كناره‌ شرقي‌ رود «جين‌سو» و روستاي‌ شكرلو واقع‌ شده‌ است‌ و مربوط‌ به‌ دوره‌ اشكاني‌ و اوايل‌ اسلام‌ است‌ و با شماره‌627 به‌ ثبت‌ رسيده‌ است‌.

 

سنگ‌ نبشته‌ها

سنگ‌ نبشته‌ ميخي‌ اورارتي‌ سقندل‌ (ورزقان‌)

سقندل‌ در 38 كيلومتري‌ غرب‌ شهرستان‌ اهر در مسير جاده‌ اهر و ورزقان‌ واقع‌ شده‌ است‌.

بزرگان‌ دهكده‌ سينه‌ به‌ سينه‌ نقل‌ مي‌كنند كه‌ در بالاي‌ كوه‌ زاغي‌ قلعه‌ ارمني‌ نشين‌ وجود داشته‌ كه‌ كارهاي‌ آهنگري‌ زارعين‌دهكده‌هاي‌ اطراف‌ را انجام‌ مي‌دادند. اهالي‌ دهكده‌ سقندل‌ محل‌ سنگ‌ نبشته‌ و نواحي‌ دور بر آن‌ مكاني‌ مخوف‌ و مسكن‌ اجنه‌ واشباح‌ مي‌پندارند و از تردد در آن‌ مكان‌ به‌ هنگام‌ شب‌ احتراز مي‌جويند.

در صورتي‌ كه‌ مردم‌ «قرخ‌ قزلار» محل‌ سنگ‌ نبشته‌ «نشتبان‌ يا نشت‌ اوغلي‌» را مكاني‌ مقدس‌ مي‌دانند و به‌ آن‌ احترام‌ مي‌گذارند.

در دامنه‌ شمالي‌ سنگ‌ نبشته‌ و چندين‌ قسمت‌ آثاري‌ از مزيت‌ و سكونت‌ ديده‌ مي‌شود. در دو محل‌ از رويه‌ مسطح‌ كوه‌ «زاغي‌=اوقيه‌»كه‌ زير كشت‌ رفته‌ است‌ مقدار زيادي‌ سفالينه‌هاي‌ بدون‌ لعاب‌ مربوط‌ به‌ هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد پراكنده‌ است‌. كتيبه‌ مزبور در كمركش‌كوه‌ «زاغي‌» بر سينه‌ سنگ‌ يكپارچه‌ و مرتفعي‌ منقور است‌. و كوه‌ «زاغي‌» با قيافه‌ صخره‌اي‌ در ميان‌ كوه‌ و دشت‌ هامون‌هاي‌ اوزومدل‌و بخش‌ ورزقان‌ مشخص‌تر است‌. كوه‌ «زاغي‌» محدود است‌ از شرق‌ به‌ «سقندل‌» و از جنوب‌ به‌ ترتيب‌ مصراب‌ ومهمترلو،لله‌ لي‌ و ازغرب‌ به‌ ورزقان‌ و از شمال‌ به‌ صومادل‌ (صومعه‌ دل‌) محدود شده‌ است‌.

در پاي‌ كوه‌ زاغي‌ باريكه‌ آبي‌ جاريست‌ كه‌ در حدود 35 متر پائين‌تر از محل‌ سنگ‌ نبشته‌ قرار دارد. مابين‌ رودخانه‌ و سنگ‌ نبشته‌ قراردارد. مابين‌ رودخانه‌ و سنگ‌ نبشته‌ مزارعي‌ وجود دارد كه‌ در آنها سفالهاي‌ مختلفي‌ پيدا مي‌شود از قبيل‌ سفالهاي‌ ظريف‌ ساساني‌ ازگل‌ نرم‌ آجري‌ روشن‌ بالعاب‌ مهرخورده‌ رسي‌ كرم‌ رنگ‌ سفال‌ خشن‌ ماسه‌دار قرمز بالعاب‌ مهرخورده‌ سفالهاي‌ لعابدار با رنگ‌ سبز -قهوه‌اي‌ - كشك‌ لبويي‌ - سبز سير - سفالهاي‌ لبه‌ به‌ خارج‌ برگشته‌ آجري‌ و خشن‌ مي‌باشند.

بر روي‌ تپه‌ ماهورهاي‌ جنوب‌ كوه‌ «زاغي‌» بر روي‌ تلي‌ مسطح‌ مجموعه‌ گورهايي‌ ديده‌ مي‌شود اين‌ گورستان‌ محوطه‌ ايست‌ به‌ قطر 9متر كه‌ در پيرامون‌ آن‌ ظاهراً 22 قطعه‌ سنگ‌ به‌ طولهاي‌ متوسط‌ يك‌ تا يك‌ و نيم‌ متر چيده‌ شده‌ است‌. در حد فاصل‌ مقابر مدور ومزرعه‌ پاي‌ كوه‌ و قله‌ كوه‌ «زاغي‌» آثاري‌ از برج‌ بارو و حصاري‌ كه‌ شايد متعلق‌ به‌ يك‌ قاعه‌ همزمان‌ اوراتي‌ها و جزو قلاع‌ مفتوحه‌ ومذكوره‌ در سنگ‌ نبشته‌ها بوده‌ ديده‌ مي‌شود. علاوه‌ بر سفالهاي‌ مذكور در بالا قطعات‌ شكسته‌ و گاهي‌ سالم‌ از حوضچه‌ هايي‌ كه‌ آب‌مشروب‌ قلعه‌ نشينان‌ و ساكنين‌ آبادي‌ پاي‌ كوه‌ را تأمين‌ مي‌كرده‌ بدست‌ آمده‌ است‌. كتيبه‌ بر روي‌ سنگي‌ به‌ شكل‌ هرم‌ ناقص‌ كنده‌ شده‌و ابعاد آن‌ به‌ ترتيب‌ زير است‌: محيط‌ قاعده‌ در حدود 6/4 متر، ارتفاع‌ آن‌ در رويه‌اي‌ كه‌ كتيبه‌ منقوراست‌ 25/2 متر كه‌ از بالا به‌ پائين‌چنين‌ تقسيم‌ شده‌ است‌: بخش‌ بالاي‌ كتيبه‌ با سنگ‌ 50 سانتي‌متر خود كتيبه‌ 55 سانتي‌متر و قسمت‌ پايين‌ كتيبه‌ 2/1 متر عرض‌ سنگ‌5/1 متر مي‌باشد. در رويه‌ جنوبي‌ سنگ‌ مستطيلي‌ به‌ طول‌ 116 سانتي‌ متر و عرض‌ 55 سانتي‌ متر صاف‌ و صيقلي‌ نموده‌ و فرمان‌«سردوري‌ پسرارگيشتي‌» پادشاه‌ اورارتي‌ را در ده‌ سطر با خط‌ ميخي‌ و زبان‌ اورارتي‌ نقش‌ شده‌ است‌.

 

ساير بناها

پناهگاه‌ نگهباني‌ در قلعه‌ قراجاللو

در مسير اهر به‌ مشگين‌ شهر به‌ فاصله‌ 20 كيلومتر از اهر تپه‌اي‌ بلند مشرف‌ به‌ رودخانه‌ قرار دارد. به‌ قلوه‌ سنگهاي‌ بزرگ‌ آتشفشاني‌ رابطور طبيعي‌ و پراكنده‌ و نامرتب‌ كه‌ معلول‌ عوامل‌ فرسايش‌ است‌ قرار دارند كه‌ راههاي‌ مخفي‌ طبيعي‌ و مصنوعي‌ دارد كه‌ به‌ درد ديده‌باني‌ و اعلام‌ خطر با وسايل‌ موجود آن‌ زمان‌ به‌ قلاع‌ مجاور مي‌خورد. چون‌ از سمت‌ شرقي‌ مشرف‌ بر قلعه‌ نودز (نودوز) و از شمال‌ به‌دو تپه‌ مجاور هم‌ كه‌ در حوالي‌ جاده‌ اهر به‌ كليبر موسوم‌ به‌ «دام‌ داش‌» واقع‌ شده‌ است‌.

 

دام‌ داش‌

پناهگاهي‌ كه‌ مستقيماً قله‌اي‌ را كه‌ قلعه‌ قراجانلو بر رأس‌ آن‌ قرار دارد زير نظر دارد و اين‌ پناهگاه‌ در فاصله‌ ده‌ كيلومتري‌ اهر (به‌ فاصله‌اندكي‌ از جاده‌ اهر كليبر) قرار دارد و در عرف‌ محل‌ به‌ «دام‌ داش‌» معروف‌ است‌ كه‌ عبارت‌ است‌ كه‌ از دو تپه‌ كم‌ ارتفاع‌ مجاور هم‌ ولي‌مشرف‌ بر جلگه‌ يا فلات‌ اهر مي‌باشدو تمام‌ جوانب‌ اين‌ قلاه‌ پناهگاههاي‌ متعدد كه‌ ناظر بر جهت‌هاي‌ مختلف‌ هستند تعبيه‌ شده‌اند.

بر روي‌ قله‌ غربي‌ «دام‌ داش‌» چندين‌ پناهگاه‌ ديده‌باني‌ و دو محل‌ خبر رساني‌ وجود دارد كه‌ عمق‌ آنها 54 و ابعاد دهنه‌ آن‌ 48*28سانتي‌ متر مي‌باشد كه‌ با شعله‌ آتش‌ در شب‌ و به‌ وسيله‌ دود در روز به‌ قلعه‌ قراجاللو و ديگر قلعه‌ها كه‌ مي‌توانستند اين‌ نقطه‌ را ببينندخبررساني‌ مي‌كرده‌اند و احتمال‌ دارد كه‌ به‌ ديگر قلل‌ اطراف‌ مانند «سامبوران‌» و نظاير آن‌ پايگاه‌ يا پناهگاه‌ خبررساني‌ داشته‌اند كه‌در حداقل‌ زمان‌ به‌ تمام‌ قلعه‌هاي‌ آذربايجان‌ خبر داده‌اند.

 

منابع:
  1. ترابي طباطبايي. سيدجمال‌الدين، آثار باستاني آذربايجان، انجمن آثار ملي، 1351
  2. خاماچي. بهروز، فرهنگ جغرافياي آذربايجان شرقي، انتشارات سروش، 1370
  3. خاماچي. بهروز، قلعه‌هاي تاريخي آذربايجان، نشر ستاره، 1372
  4. سيستاني. ايرج افشار، نگاهي به آذربايجان شرقي ج 1 و 2، انتشارات رايزن تهران، 1369